آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

      Coast

      koʊst kəʊst

      گذشته‌ی ساده:

      coasted

      شکل سوم:

      coasted

      سوم‌شخص مفرد:

      coasts

      وجه وصفی حال:

      coasting

      شکل جمع:

      coasts

      معنی coast | جمله با coast

      noun countable B1

      ساحل، دریاکنار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      the Caspian coast

      کرانه‌ی دریای خزر

      a tanker off the coast of Bushehr

      کشتی نفت‌کش در نزدیکی ساحل بوشهر

      verb - intransitive B2

      راهنمایی و رانندگی سریدن به صورت دنده خلاص، سرازیر رفتن بدون استفاده از موتور

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      A car was coasting down a hill.

      اتومبیلی در سرازیری تپه با دنده خلاص می‌رفت.

      It's dangerous to coast in neutral on a busy highway.

      رانندگی با دنده خلاص در یک بزرگراه شلوغ خطرناک است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Everything was coasting along smoothly until he started meddling.

      همه‌چیز خوب پیش می‌رفت، تا اینکه او شروع به دخالت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد coast

      1. noun border by water
        Synonyms:
        shore beach coastline seashore seaside shoreline strand bank seacoast margin littoral seaboard
      1. verb glide along without much effort
        Synonyms:
        float drift slide sail cruise taxi skate freewheel smooth along get by ride on current

      Collocations

      from coast to coast

      کران تا کران، از یک سو به سوی دیگر (کشور)

      off the coast

      در نزدیکی کرانه، نزدیک به ساحل

      the coast

      (امریکا - عامیانه) کرانه‌ی غربی (یعنی سواحل کالیفرنیا و اورگان و واشنگتن)

      Idioms

      the coast is clear

      (مجازی) راه باز است، خطری در میان نیست.

      کار روبه‌راه است، مشکلی نیست، کسی مزاحم نیست

      سوال‌های رایج coast

      گذشته‌ی ساده coast چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده coast در زبان انگلیسی coasted است.

      شکل سوم coast چی میشه؟

      شکل سوم coast در زبان انگلیسی coasted است.

      شکل جمع coast چی میشه؟

      شکل جمع coast در زبان انگلیسی coasts است.

      وجه وصفی حال coast چی میشه؟

      وجه وصفی حال coast در زبان انگلیسی coasting است.

      سوم‌شخص مفرد coast چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد coast در زبان انگلیسی coasts است.

      ارجاع به لغت coast

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «coast» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/coast

      لغات نزدیک coast

      • - coarsen
      • - coarseness
      • - coast
      • - coast guard
      • - coast mountains
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.