آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ خرداد ۱۴۰۳

    Gad

    ɡæd ɡæd

    معنی gad | جمله با gad

    exclamation

    قدیمی وای!، نه!، تو را به خدا!، به خدا!، خدایا!

    Gad! This movie is absolutely thrilling!

    خدایا! این فیلم بسیار هیجان‌انگیز است!

    Gad! This traffic jam is driving me insane!

    نه! این ترافیک مرا دیوانه کرده است!

    noun countable

    سیخک، سیخ، دیلم، نیزه، سنان، میله، شلاق سیخی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The miner used a sturdy gad to loosen the ore from the rock face.

    معدنچی از یک دیلم محکم برای جدا کردن سنگ معدن از روی سنگ استفاده کرد.

    The sharp gad was essential for breaking down the stubborn ore deposits.

    میله‌ی تیز برای شکستن ذخایر سنگ معدنی سرسخت ضروری بود.

    verb - intransitive

    خوش‌گذرانی کردن، ول گشتن، عیاشی کردن

    A bunch of young men gadding about Tajrish square.

    یک دسته جوان که در اطراف میدان تجریش ول می‌گشتند.

    As soon as the sun came out, the children would gad about the yard, playing and laughing.

    به‌محض طلوع آفتاب، بچه‌ها در حیاط خوش‌گذرانی و بازی می‌کردند و می‌خندیدند.

    noun singular

    جاد، گاد (پسر هفتم یعقوب از زلفا)

    Gad was a prominent figure in the lineage of Jacob and the father of one of the tribes of Israel.

    جاد شخصیت برجسته‌ای از اجداد یعقوب و پدر یکی از قبایل اسرائیل بود.

    The inheritance of Gad's tribe played a crucial role in the territorial distribution of ancient Israel.

    میراث قبیله‌ی جاد نقش مهمی در توزیع سرزمینی اسرائیل باستان ایفا کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gad

    1. verb roam about
      Synonyms:
      wander ramble rove stray range cruise run around mooch traipse jaunt knock around knock about gallivant maunder hit the road hit the trail

    ارجاع به لغت gad

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «gad» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gad

    لغات نزدیک gad

    • - gabrielle
    • - gaby
    • - gad
    • - gadabout
    • - gadarene
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.