آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ خرداد ۱۴۰۲

    Bat Around

    معنی bat around | جمله با bat around

    phrasal verb

    (معمولاً و نه همیشه بدون ‌رسیدن به تصمیم) بحث‌کردن‌ درباره‌ی نظر یا مشکل

    The agenda included some issues that have been batted back and forth at conferences for years.

    دستور کار جلسه مشتمل‌بر موضوعاتی بود که سال‌ها در کنفرانس‌ها درباره‌ی آن‌ها بحث می‌شد.

    We spend a couple of hours batting around marketing strategies.

    چندین ساعت درباره‌ی استراتژی‌های بازاریابی تبادل‌ نظر می‌کنیم.

    phrasal verb slang

    سفر پرسه زدن، سفر کردن، سیر کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    I'm always batting around between England and America.

    همیشه بین انگلیس و آمریکا در حال سفر کردن هستم.

    The boys batted around the street all the day.

    پسرها کل روز در خیابان پرسه زدند.

    phrasal verb

    (بیسبال) چوب‌ زدنِ همه‌ی ۹ چوب‌زنِ یک تیم به ترتیب در یک اینینگ

    We batted around for the second time in three matches.

    برای دومین‌بار در طی سه مسابقه‌ی اخیر، همه چوب‌زن‌های ما توانستند به‌ترتیب در یک اینینگ چوب بزنند.

    Texas batted around in the fourth inning.

    در اینینگ چهارم، همه‌ی اعضای تیم تگزاس به ترتیب چوب زدند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bat around

    1. verb travel
      Synonyms:
      tour cruise wander roam meander drift bum bum around knock about
      Antonyms:
      stay put
    1. verb talk over
      Synonyms:
      discuss debate think about ponder

    Phrasal verbs

    bat around (or bat back and forth)

    به تفصیل مورد بحث قرار دادن، دقیقاً بررسی کردن

    ارجاع به لغت bat around

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «bat around» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bat-around

    لغات نزدیک bat around

    • - basutoland
    • - bat
    • - bat around
    • - bat around (or bat back and forth)
    • - bat mitzvah or bat mizvah
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.