آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

    Salivate

    ˈsælɪveɪt ˈsælɪveɪt

    معنی salivate

    verb - transitive verb - intransitive

    بزاق ترشح کردن، بزاق ایجاد کردن، خدو آوردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد salivate

    1. verb to let saliva run from the mouth
      Synonyms:
      drool dribble slobber slaver drivel

    سوال‌های رایج salivate

    معنی salivate به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «salivate» در زبان فارسی به «بزاق ترشح کردن» ترجمه می‌شود.

    این فعل بیشتر برای توصیف واکنش طبیعی بدن نسبت به غذا یا محرک‌های خوشایند به کار می‌رود و زمانی اتفاق می‌افتد که غدد بزاقی دهان، به‌طور خودکار بزاق ترشح می‌کنند. این واکنش نه تنها بخشی از فرآیند فیزیولوژیکی هضم است، بلکه نشان‌دهنده‌ی آمادگی بدن برای جذب مواد مغذی و واکنش به محرک‌های حسی است.

    هنگامی که فرد غذای خوشمزه می‌بیند، بو می‌کشد یا حتی تصور آن را می‌کند، مغز پیامی به غدد بزاقی می‌فرستد تا بزاق بیشتری تولید کنند. این فرآیند کمک می‌کند که غذا به راحتی نرم شود و هضم آن آغاز گردد. به همین دلیل، salivate یک واکنش طبیعی و ضروری بدن است و با تجربه‌های حسی مانند مزه و بو ارتباط مستقیم دارد. حتی برخی مطالعات نشان داده‌اند که مقدار بزاق تولید شده می‌تواند با شدت هیجان یا جذابیت غذایی رابطه داشته باشد.

    علاوه بر کاربرد فیزیکی، «salivate» در زبان انگلیسی اغلب به‌صورت استعاری هم به کار می‌رود. مثلاً وقتی می‌گویند: Tech enthusiasts are salivating over the new smartphone release، منظور این است که علاقه‌مندان تکنولوژی به شدت هیجان‌زده هستند و با اشتیاق فراوان در انتظار محصول جدیدند. در این کاربرد، «salivate» حس اشتیاق، تمایل شدید و علاقه‌ی بی‌تابانه را منتقل می‌کند، حتی بدون اینکه به معنای واقعی آب دهان آوردن باشد. این کاربرد استعاری به زبان تصویری و بیان عواطف کمک می‌کند و نشان‌دهنده‌ی شدت هیجان یا تمایل فرد است.

    از دیدگاه پزشکی و زیست‌شناسی، salivate اهمیت زیادی دارد. بزاق نه تنها به هضم اولیه غذا کمک می‌کند، بلکه از دهان و دندان محافظت می‌کند، باکتری‌ها را کنترل می‌نماید و به حفظ سلامت مخاط دهان کمک می‌کند. کمبود بزاق می‌تواند مشکلاتی مثل خشکی دهان، کاهش توانایی جویدن و بلع، و افزایش خطر پوسیدگی دندان را به همراه داشته باشد. بنابراین، salivate یک فرآیند فیزیولوژیکی ضروری و حیاتی برای بدن است، نه فقط یک واکنش خودکار ساده.

    در فرهنگ و ادبیات، salivate گاهی برای توصیف اشتیاق شدید یا میل غیرقابل مقاومت به کار می‌رود. این کاربرد باعث شده که فعل علاوه بر بعد علمی و فیزیکی، بعد استعاری و هنری هم داشته باشد و در جملات طنز، داستان‌ها و حتی تبلیغات به وفور دیده شود. به عنوان مثال، تبلیغ یک غذای لذیذ ممکن است از عبارت «You’ll be salivating» استفاده کند تا حس اشتها و جذابیت غذا را به مخاطب منتقل کند.

    «salivate» مفهومی چندبعدی دارد که هم فیزیولوژیکی و حیاتی است و هم استعاری و هنری. این فعل نشان می‌دهد که بدن انسان به محرک‌های محیطی واکنش نشان می‌دهد، ذهن می‌تواند هیجانات و تمایلات را شکل دهد، و زبان قادر است این واکنش‌ها و احساسات را به صورت تصویری و تاثیرگذار بیان کند.

    ارجاع به لغت salivate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «salivate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/salivate

    لغات نزدیک salivate

    • - salivary
    • - salivary gland
    • - salivate
    • - salivation
    • - salk vaccine
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.