آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ مرداد ۱۴۰۴

      Wreckage

      ˈrekɪdʒ ˈrekɪdʒ

      معنی wreckage | جمله با wreckage

      noun uncountable C2

      آوار، لاشه، خرابه

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The car's wreckage was towed away from the accident scene.

      لاشه‌ی خودرو از محل حادثه خارج شد.

      The wreckage of the plane was scattered across the field.

      لاشه‌ی هواپیما در سراسر زمین پراکنده شد.

      noun uncountable

      خرابی، خراب‌شدگی، فروپاشی، اتلاف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      wreckage caused by the storm

      خرابی ناشی از طوفان

      The explosion caused widespread wreckage.

      انفجار موجب خرابی گسترده‌ای شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wreckage

      1. noun an act, instance, or consequence of breaking
        Synonyms:
        damage breakage impairment destruction
      1. noun the remains of something destroyed, disintegrated, or decayed
        Synonyms:
        remains ruins rubble wreck debris remnants ruin shambles wrack havoc hulk flotsam flotsam-and-jetsam
      1. noun the act of destroying or state of being destroyed
        Synonyms:
        destruction ruin devastation wreck havoc ruination undoing bane wrack

      سوال‌های رایج wreckage

      معنی wreckage به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «wreckage» در زبان فارسی به «لاشه»، «آوار» یا «بقایای ویرانی» ترجمه می‌شود.

      «wreckage» واژه‌ای است که برای اشاره به بقایای یک جسم یا سازه پس از نابودی، تخریب یا حادثه به کار می‌رود. این بقایا می‌توانند حاصل سقوط یک هواپیما، غرق‌شدن یک کشتی، تصادف خودرو، یا فرو ریختن یک ساختمان باشند. این کلمه، نه‌تنها به خود اجسام و قطعات باقی‌مانده اشاره می‌کند، بلکه بار معنایی و احساسی سنگینی نیز دارد، چراکه اغلب با فاجعه، خسارت یا از دست دادن همراه است.

      از نظر ریشه‌شناسی، «wreckage» از واژه‌ی «wreck» به معنای نابود کردن یا خراب شدن گرفته شده و پسوند «-age» که برای بیان حالت یا مجموعه به کار می‌رود، به آن اضافه شده است. بنابراین، این واژه معنای «مجموعه‌ی چیزهای نابودشده» یا «وضعیت ویرانی» را منتقل می‌کند. این ساختار واژه‌سازی نشان‌دهنده‌ی آن است که زبان چگونه می‌تواند مفهومی عینی (تکه‌ها و بقایا) را با یک بار معنایی کلی‌تر (حالت نابودی) پیوند دهد.

      در متون خبری و گزارش‌های رسمی، «wreckage» اغلب در کنار توصیف‌های دقیق مکان و شرایط حادثه به کار می‌رود. برای مثال، در خبر سقوط یک هواپیما ممکن است گفته شود: Investigators found the wreckage in a remote area به معنای «بازرسان لاشه را در منطقه‌ای دورافتاده پیدا کردند». در این‌گونه بافت‌ها، این واژه هم بار اطلاعاتی دارد و هم بار احساسی، زیرا به‌طور غیرمستقیم بزرگی حادثه را القا می‌کند.

      از منظر تصویری، «wreckage» کلمه‌ای است که ذهن را به سوی صحنه‌های شلوغ، پر از قطعات شکسته، آهن‌های مچاله، و بقایای پراکنده می‌برد. نویسندگان و فیلم‌سازان گاهی از این واژه برای ایجاد حس واقع‌گرایی یا تأثیرگذاری عاطفی استفاده می‌کنند. حتی در معنای استعاری نیز می‌توان آن را به کار برد، مثلاً وقتی از «wreckage of a broken relationship» صحبت می‌شود، که معنای «بقایای یک رابطه‌ی ویران‌شده» را دارد.

      «wreckage» واژه‌ای است که فراتر از یک توصیف فیزیکی ساده، حامل بار عاطفی و تصویری قوی است. این واژه در خود هم معنای عینی (قطعات باقی‌مانده) و هم معنای ضمنی (یادآور فاجعه و نابودی) را جای داده و به همین دلیل در زبان انگلیسی، به‌ویژه در حوزه‌های خبری، ادبی و سینمایی، جایگاه خاصی دارد.

      ارجاع به لغت wreckage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wreckage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wreckage

      لغات نزدیک wreckage

      • - wreck
      • - wreck someone’s career
      • - wreckage
      • - wrecker
      • - wrecking
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.