آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Wrecking

      American: ˈrekɪŋ British: ˈrekɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      wrecked

      شکل سوم:

      wrecked

      سوم‌شخص مفرد:

      wrecks

      معنی wrecking | جمله با wrecking

      noun adjective C2

      خانه‌کوبی، ساختمان خراب‌کنی

      noun adjective

      تباهگری، ویرانگری، خراب کاری، درهمکوبی، فروپاشی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      noun adjective

      وابسته به ویران‌سازی یا خراب کردن

      a wrecking crew

      کارگران ویژه‌ی تخریب

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wrecking

      1. verb smash or break forcefully
        Synonyms:
        breaking smashing destroying damaging ruining crashing demolishing collapsing bashing vandalizing sabotaging spoiling dismantling destructing ravaging pulverizing mangling disabling undoing undermining totalling razing levelling wracking scuttling sinking capsizing hulking foundering
      1. verb ruin, destroy
        Synonyms:
        destroying ruining spoiling injuring breaking smashing impairing battering mangling demolishing undoing finishing disfiguring razing effacing splitting wracking sinking totalling bankrupting torpedoing
        Antonyms:
        building restoring repairing rebuilding creating
      1. verb to damage, disable, or destroy (a seacraft)
        Synonyms:
        shipwrecking
      1. verb to cause to undergo ruin or disaster:
        Synonyms:
        destroying blasting
      1. noun the event of a structure being completely demolished and leveled
        Synonyms:
        razing
      1. noun destruction achieved by causing something to be wrecked or ruined
        Synonyms:
        ruin ruination ruining laying-waste
      1. adjective
        Synonyms:
        destructive bashing tearing down tearing up shattering

      سوال‌های رایج wrecking

      گذشته‌ی ساده wrecking چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wrecking در زبان انگلیسی wrecked است.

      شکل سوم wrecking چی میشه؟

      شکل سوم wrecking در زبان انگلیسی wrecked است.

      سوم‌شخص مفرد wrecking چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wrecking در زبان انگلیسی wrecks است.

      ارجاع به لغت wrecking

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wrecking» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wrecking

      لغات نزدیک wrecking

      • - wreckage
      • - wrecker
      • - wrecking
      • - wrecking bar
      • - wren
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.