آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مرداد ۱۴۰۴

      Fudge

      fʌdʒ fʌdʒ

      گذشته‌ی ساده:

      fudged

      شکل سوم:

      fudged

      سوم‌شخص مفرد:

      fudges

      وجه وصفی حال:

      fudging

      شکل جمع:

      fudges

      معنی fudge | جمله با fudge

      noun uncountable

      فاج (نوعی شیرینی که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد)

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The fudge was so sweet that I couldn’t eat more than one piece.

      فاج آن‌قدر شیرین بود که نتوانستم بیش از یک تکه بخورم.

      Would you like a piece of fudge with your coffee?

      دوست داری تکه‌ای فاج با قهوه‌ات بخوری؟

      noun singular countable

      طفره‌روی، پاسخ سربالا، کار سرهم‌بندی‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Instead of a real solution, they offered a temporary fudge.

      به‌جای راه‌حلی واقعی، آن‌ها راه‌حلی سرهم‌بندی‌شده‌ی موقتی ارائه دادند.

      Her answer sounded like a fudge rather than a firm commitment.

      جوابش بیشتر شبیه به پاسخی سربالا بود تا تعهدی قاطع.

      verb - transitive

      طفره رفتن، این دست و آن دست کردن، (عمدا) پاسخ مبهم دادن، بهانه تراشیدن، تعلل کردن، پنهان شدن

      He had to fudge an excuse for his absence.

      او مجبور شد برای غیبتش بهانه‌ای بتراشد.

      The boss fudged the question of pay raises for as long as he could.

      ارباب تا می‌توانست درباره‌ی اضافه حقوق‌ها تعلل کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fudge

      1. verb fake, misrepresent
        Synonyms:
        falsify misrepresent exaggerate overstate cook up embellish color slant pad magnify embroider equivocate evade dodge hedge shuffle stall avoid patch
        Antonyms:
        tell truth

      سوال‌های رایج fudge

      شکل جمع fudge چی میشه؟

      شکل جمع fudge در زبان انگلیسی fudges است.

      ارجاع به لغت fudge

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fudge» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fudge

      لغات نزدیک fudge

      • - fuddle
      • - fuddy-duddy
      • - fudge
      • - fuegian
      • - fuehrer
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      after ag leviathan handout coster get it arbitrage etceteras strait-laced antebellum nick-nack cud parabiosis click set your alarm مخبر ضلالت باریک آدمیزاد شک کردن تیر خلاص آتش‌سوزی والد یانگ دمغ خلاف نوشابه‌ی الکلی بی‌برگشت هم‌جنس‌گراهراسی تورب‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.