Cook Up

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

phrasal verb
(عامیانه) از خود درآوردن، اختراع کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cook up

  1. verb devise
    Synonyms:
    plan invent formulate prepare arrange contrive fabricate make up plot scheme hatch frame concoct dream up improvise vamp falsify

ارجاع به لغت cook up

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cook up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cook-up

لغات نزدیک cook up

پیشنهاد بهبود معانی