فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Vamp

væmp væmp
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun verb - transitive adverb
    جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن، سرهم‌بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم زدن، ساز تنها زدن (همراه با آواز یا رقص)،بالبداهه گفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد vamp

  1. noun A usually unscrupulous woman who seduces or exploits men
    Synonyms: seductress, siren, temptress, enchantress, femme fatale, contrive, fabricate, flirt, improvise, mend, patch, repair, seduce, witch, tramp
  2. verb To repair
    Synonyms: fix, mend, revamp, patch
  3. noun A woman who is given to flirting
    Synonyms: coquette, flirt, vamper, minx, tease, prickteaser
  4. verb To seduce
    Synonyms: make love to, beguile, vamp-up, attract
  5. verb Piece (something old) with a new part
    Synonyms: vamp-up

ارجاع به لغت vamp

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «vamp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/vamp

لغات نزدیک vamp

پیشنهاد بهبود معانی