آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ تیر ۱۴۰۴

      Improvise

      ˈɪmprəvaɪz ˈɪmprəvaɪz

      گذشته‌ی ساده:

      improvised

      شکل سوم:

      improvised

      سوم‌شخص مفرد:

      improvises

      وجه وصفی حال:

      improvising

      معنی improvise | جمله با improvise

      verb - intransitive verb - transitive

      بی‌درنگ ساختن، در لحظه ساختن، بداهه‌گویی کردن، فی‌البداهه گفتن، سرهم‌بندی کردن

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      He lost the text of his speech and had to improvise.

      او متن سخنرانی خود را گم کرد و مجبور به بداهه‌گویی شد.

      to improvise a solution to a problem

      برای مسئله‌ای راه‌حل در لحظه ساختن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to improvise a bed out of leaves and branches

      از شاخ و برگ بستر خواب سرهم‌بندی کردن

      verb - intransitive verb - transitive

      بداهه‌نوازی کردن، فی‌البداهه نواختن، بداهه‌خوانی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The jazz band loves to improvise during their live performances.

      گروه جاز عاشق بداهه‌نوازی کردن در طول اجراهای زنده‌ی خود هستند.

      The singer had to improvise a song.

      خواننده مجبور شد یک آهنگ را بداهه‌خوانی کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد improvise

      1. verb make up
        Synonyms:
        invent devise contrive concoct fake ad-lib extemporize brainstorm dream up wing it make do coin jam improv fake it throw together knock off dash off slapdash spark speak off the cuff do offhand do off top of head
        Antonyms:
        plan design devise premeditate

      سوال‌های رایج improvise

      معنی improvise به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Improvise» در زبان فارسی به «بداهه‌پردازی کردن»، «فی‌البداهه انجام دادن»، یا «ابتکار به خرج دادن» ترجمه می‌شود.

      «Improvise» فعلی است که به توانایی انجام کاری بدون آمادگی قبلی، و معمولاً با استفاده از منابع یا شرایط در دسترس، اشاره دارد. این واژه در اصل از واژه‌ی لاتین improvisus به معنی «غیرمنتظره» گرفته شده و در زبان انگلیسی کاربردی گسترده در زمینه‌های هنری، ارتباطی، حرفه‌ای و حتی در زندگی روزمره دارد. کسی که بتواند موقعیت‌های غیرمنتظره را به‌خوبی مدیریت کند یا بدون برنامه‌ریزی قبلی راه‌حلی خلاقانه ارائه دهد، در واقع دارد «improvise» می‌کند.

      در موسیقی و هنرهای نمایشی، «improvisation» یا بداهه‌پردازی یکی از ارکان خلاقیت به شمار می‌رود. نوازنده‌ای که بدون نت نوشته‌شده موسیقی خلق می‌کند، یا بازیگری که در لحظه و بدون متن قبلی دیالوگ می‌گوید، در حال بداهه‌پردازی است. سبک‌های موسیقی مانند جَز (jazz) و فرم‌های تئاتری مانند «تئاتر بداهه» به‌طور کامل بر اساس همین اصل شکل گرفته‌اند. این نوع اجراها بر توان ذهنی، تمرکز، انعطاف‌پذیری و خلاقیت بی‌درنگ هنرمند تکیه دارند.

      در زندگی حرفه‌ای نیز «improvise» مهارتی مهم و کاربردی است. بسیاری از مشاغل – به‌ویژه آن‌هایی که با ارتباط انسانی، تصمیم‌گیری سریع یا شرایط بحرانی سروکار دارند – از کارمندان انتظار دارند که بتوانند در لحظه راه‌حل‌های ابتکاری ارائه دهند. برای مثال، یک مدرس ممکن است در مواجهه با اختلال فنی در ارائه‌ی خود، موضوع را به شکل دیگری پیش ببرد، یا یک مدیر پروژه هنگام مواجهه با تأخیر در منابع، راه‌حلی جایگزین ارائه کند. در این موارد، «improvisation» به معنی سازگاری خلاقانه با شرایط جدید است.

      از منظر روان‌شناسی و توسعه‌ی فردی، توانایی «improvise» نشانه‌ای از هوش هیجانی، انعطاف‌پذیری شناختی و اعتماد به نفس است. افرادی که از عهده‌ی موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده برمی‌آیند و می‌توانند با کم‌ترین منابع، بیشترین بهره‌برداری را داشته باشند، معمولاً از نظر ذهنی چابک‌تر و خلاق‌ترند. این مهارت در موقعیت‌هایی مانند سخنرانی ناگهانی، مکالمه‌ی غیرمنتظره، یا حتی در سفر و شرایط اضطراری، ارزشمند و تعیین‌کننده است.

      «Improvise» فقط به معنای انجام کاری بدون برنامه‌ریزی نیست؛ بلکه هنر سازگار شدن با موقعیت و خلق چیزی مفید، حتی در نبود امکانات مطلوب است. در جهانی که تغییرات سریع و ناپیوستگی بخشی از زندگی روزمره است، داشتن ذهنی بداهه‌پرداز می‌تواند به موفقیت فردی و حرفه‌ای کمک شایانی کند. در واقع، بداهه‌پردازی یکی از زیباترین نمودهای خلاقیت انسانی در لحظه است.

      گذشته‌ی ساده improvise چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده improvise در زبان انگلیسی improvised است.

      شکل سوم improvise چی میشه؟

      شکل سوم improvise در زبان انگلیسی improvised است.

      وجه وصفی حال improvise چی میشه؟

      وجه وصفی حال improvise در زبان انگلیسی improvising است.

      سوم‌شخص مفرد improvise چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد improvise در زبان انگلیسی improvises است.

      ارجاع به لغت improvise

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «improvise» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/improvise

      لغات نزدیک improvise

      • - improvisational
      • - improvisatorial
      • - improvise
      • - improvised
      • - improviser
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.