Exaggerate

ɪɡˈzædʒəreɪt ɪɡˈzædʒəreɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    exaggerated
  • شکل سوم:

    exaggerated
  • سوم‌شخص مفرد:

    exaggerates
  • وجه وصفی حال:

    exaggerating

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adverb verb - transitive C1
اغراق‌آمیز کردن، بیش‌از‌حد واقع شرح دادن، مبالغه کردن در، گزافه‌گویی کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه‌ی ضروری

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- She exaggerated her own daughter's virtues.
- او صفات نیک دختر خود را بزرگ می‌کرد.
- Don't exaggerate!
- غلو نکن!
- Their propaganda machine exaggerates everything grossly.
- دستگاه تبلیغاتی آن‌ها در همه‌چیز سخت مبالغه می‌کند.
- The striped dress exaggerates her shortness.
- پیراهن خط‌دار قدش را بیش‌از‌حد کوتاه نشان می‌دهد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد exaggerate

  1. verb overstate, embellish
    Synonyms:
    exaggerate embellish magnify inflate emphasize overdo intensify boost amplify stretch falsify distort misrepresent exalt fabricate misquote misreport heighten enlarge color pad puff build up cook up overemphasize overestimate lie brag boast embroider romanticize caricature pretty up play act blow out of proportion make too much of go to extremes lay it on thick fudge hike pyramid scam loud talk romance
    Antonyms:
    understate minimize reduce depreciate play down

ارجاع به لغت exaggerate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «exaggerate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exaggerate

لغات نزدیک exaggerate

پیشنهاد بهبود معانی