آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Overdo

    ˌoʊvərˈduː ˌəʊvəˈduː

    گذشته‌ی ساده:

    overdid

    شکل سوم:

    overdone

    سوم‌شخص مفرد:

    overdoes

    وجه وصفی حال:

    overdoing

    معنی overdo | جمله با overdo

    adverb C1

    بیش‌از‌حد انجام دادن، به حد افراط رساندن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    to overdo an apology

    زیادی عذرخواهی کردن

    Do the housework but don't overdo it.

    کارهای خانه را انجام بده؛ ولی زیاده‌روی نکن.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Criticism, if overdone, can be counter-productive.

    اگر در انتقاد زیاده‌روی شود، می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته باشد.

    The food was overdone and dry.

    غذا را زیادی پخته بودند و خشک بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overdo

    1. verb go to extremes; carry too far
      Synonyms:
      exaggerate overstate amplify overreach hype magnify puff stretch overwork overload overuse fatigue pressure strain oneself overtax overtire wear down wear oneself out go too far go overboard pile on belabor run into the ground do to death talk big overvalue overrate overestimate lay it on be intemperate run riot overindulge not know when to stop make federal case bite off too much drive oneself
      Antonyms:
      neglect ignore

    لغات هم‌خانواده overdo

    noun
    deed, do, doing
    adjective
    done, overdone, undone
    verb - transitive
    do, outdo, overdo, redo, undo

    سوال‌های رایج overdo

    گذشته‌ی ساده overdo چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده overdo در زبان انگلیسی overdid است.

    شکل سوم overdo چی میشه؟

    شکل سوم overdo در زبان انگلیسی overdone است.

    وجه وصفی حال overdo چی میشه؟

    وجه وصفی حال overdo در زبان انگلیسی overdoing است.

    سوم‌شخص مفرد overdo چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد overdo در زبان انگلیسی overdoes است.

    ارجاع به لغت overdo

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «overdo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/overdo

    لغات نزدیک overdo

    • - overdetermine
    • - overdevelop
    • - overdo
    • - overdone
    • - overdose
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.