شکل نوشتاری این لغت در حالت فعل (verb): hang out
پاتوق، میعادگاه، وعدهگاه
The club was a hangout for the criminally inclined.
این باشگاه پاتوقی برای افراد خلافکار بود.
an ideal hangout
میعادگاهی آرمانی
تکنولوژی کامپیوتر پاتوق مجازی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
This group chat has become our main hangout.
این چت گروهی تبدیل به پاتوق مجازی اصلی ما شده است.
Our weekly hangout helps us stay connected.
پاتوق مجازی هفتگیمان به ما کمک میکند که در ارتباط بمانیم.
Their hangout is full of gamers sharing tips.
پاتوق مجازی آنها پر از گیمرهایی است که نکاتی را به اشتراک میگذارند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hangout» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hangout