آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۴

      Hangry

      ˈhæŋɡri ˈhæŋɡri

      معنی hangry | جمله با hangry

      adjective informal

      آمیزواج عصبانی از شدت گرسنگی، عصبی در اثر گرسنگی

      ترکیب کلمه‌های hungry و angry است.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آمیزواج

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      My sister gets really hangry if she doesn't eat breakfast in the morning.

      خواهرم اگر صبح‌ها صبحانه نخورد، در اثر گرسنگی واقعا عصبی می‌شود.

      It's best not to talk to her when she's hangry.

      بهتر است وقتی به خاطر گرسنگی عصبانی است، با او صحبت نکنی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج hangry

      معنی hangry به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «hangry» در زبان فارسی به «عصبانی از شدت گرسنگی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «hangry» ترکیبی از دو کلمه‌ی hungry (گرسنه) و angry (عصبانی) است و به حالتی اشاره دارد که در آن فرد به دلیل گرسنگی دچار تحریک‌پذیری، بی‌حوصلگی یا عصبانیت می‌شود. این واژه در دهه‌های اخیر وارد زبان انگلیسی غیررسمی شده و به‌سرعت در فرهنگ عمومی و حتی متون علمی جا باز کرده است. مفهوم آن به‌طور گسترده در روان‌شناسی و علوم رفتاری نیز مورد توجه قرار گرفته، زیرا نشان می‌دهد که وضعیت فیزیولوژیکی بدن می‌تواند مستقیماً بر حالات روحی و واکنش‌های احساسی انسان تأثیر بگذارد.

      از دیدگاه علمی، وقتی سطح قند خون در بدن کاهش می‌یابد، مغز انرژی کمتری دریافت می‌کند و در نتیجه کنترل هیجانات و تصمیم‌گیری سخت‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، بدن هورمون‌هایی مانند آدرنالین و کورتیزول را ترشح می‌کند که واکنش‌های عصبی و پرخاشگرانه را تشدید می‌کنند. به همین دلیل است که فرد گرسنه ممکن است نسبت به مسائل کوچک واکنش‌های تند نشان دهد یا زود از کوره در برود. این ارتباط میان گرسنگی و احساس خشم، نشان‌دهنده‌ی پیوند نزدیک میان جسم و ذهن در رفتار انسانی است.

      در فرهنگ عامه، «hangry» به یکی از مفاهیم محبوب در توصیف رفتارهای روزمره تبدیل شده است. تبلیغات مواد غذایی، رستوران‌ها و حتی شبکه‌های اجتماعی از این واژه برای توصیف وضعیت‌های طنزآمیز استفاده می‌کنند؛ مانند زمانی که فردی پیش از خوردن صبحانه یا ناهار به‌طور غیرعادی بداخلاق می‌شود. این رواج فرهنگی سبب شده است که «hangry» از یک واژه‌ی عامیانه به اصطلاحی آشنا و پذیرفته‌شده در مکالمات روزمره و حتی در متون روان‌شناسی کاربردی تبدیل شود.

      از دیدگاه اجتماعی، آگاهی از مفهوم «hangry» اهمیت دارد، زیرا به درک بهتر رفتار انسان‌ها در موقعیت‌های استرس‌زا کمک می‌کند. شناخت این حالت باعث می‌شود افراد نسبت به خود و دیگران صبورتر باشند و بدانند که گاهی منشأ عصبانیت، صرفاً نیاز بدن به غذاست نه نیت منفی یا خصومت شخصی. از این منظر، «hangry» نوعی یادآوری ساده و مؤثر است که حفظ تعادل غذایی نه تنها برای سلامت جسم، بلکه برای آرامش روان نیز ضروری است.

      واژه‌ی «hangry» نمونه‌ای از پویایی زبان و توانایی آن در بازتاب احساسات انسانی است. این کلمه نشان می‌دهد که زبان می‌تواند مفاهیم پیچیده‌ی زیستی و روانی را در قالب واژگان ساده و خلاقانه بیان کند. با وجود طنزآمیز بودنش، «hangry» یکی از دقیق‌ترین توصیف‌ها از رابطه‌ی میان تغذیه و خلق‌وخو است؛ رابطه‌ای که هرچند ساده به نظر می‌رسد، اما در زندگی روزمره‌ی انسان نقش بسزایی دارد.

      ارجاع به لغت hangry

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hangry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hangry

      لغات نزدیک hangry

      • - hangout
      • - hangover
      • - hangry
      • - hangtag
      • - hangzhou
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.