گذشتهی ساده:
downgradedشکل سوم:
downgradedسومشخص مفرد:
downgradesوجه وصفی حال:
downgradingشکل جمع:
downgradesتنزل دادن، کمارزش کردن، کاهش دادن، دستکم گرفتن، تنزلرتبه دادن
The government decided to downgrade the industrial zone's environmental rating, citing repeated violations of pollution controls.
دولت تصمیم گرفت رتبهی زیستمحیطی منطقهی صنعتی را بهدلیل نقض مکرر مقررات آلودگی تنزل دهد.
In her essay, the student argued that media reports often downgrade the contributions of women in scientific research.
در مقالهاش، دانشجو استدلال کرد که گزارشهای رسانهای اغلب دستاوردهای زنان در تحقیقات علمی را کمارزش میکنند.
The lecturer warned that awarding subsidies to the company might downgrade the perceived quality of its products in the international market.
استاد هشدار داد که اعطای یارانه به شرکت ممکن است کیفیت ادراکشدهی محصولاتش در بازار بینالمللی را تنزل دهد.
Several tons of the wheat were downgraded for containing sand.
چندین تن از گندمها را بهدلیل داشتن شن کاهش مرغوبیت دادند.
Cowardly officers were downgraded.
افسران ترسو تنزلرتبه یافتند.
تنزلرتبه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The downgrade of the university's international ranking prompted a review of its research funding.
تنزلرتبهی دانشگاه در رتبهبندی بینالمللی باعث بازنگری در تخصیص بودجهی پژوهشی شد.
Government officials debated whether the downgrade of public schools' status reflected systemic inequality.
مقامات دولتی بحث کردند که آیا تنزلرتبهی مدارس دولتی نشاندهندهی نابرابری سیستماتیک است یا خیر.
در حال انحطاط، در حال تنزل
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «downgrade» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/downgrade