آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

      Downgrade

      ˈdaʊnɡreɪd ˈdaʊnɡreɪd

      گذشته‌ی ساده:

      downgraded

      شکل سوم:

      downgraded

      سوم‌شخص مفرد:

      downgrades

      وجه وصفی حال:

      downgrading

      شکل جمع:

      downgrades

      معنی downgrade | جمله با downgrade

      verb - transitive B2

      تنزل دادن، کم‌ارزش کردن، کاهش دادن، دست‌کم گرفتن، تنزل‌رتبه دادن

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The government decided to downgrade the industrial zone's environmental rating, citing repeated violations of pollution controls.

      دولت تصمیم گرفت رتبه‌ی زیست‌محیطی منطقه‌ی صنعتی را به‌دلیل نقض مکرر مقررات آلودگی تنزل دهد.

      In her essay, the student argued that media reports often downgrade the contributions of women in scientific research.

      در مقاله‌اش، دانشجو استدلال کرد که گزارش‌های رسانه‌ای اغلب دستاوردهای زنان در تحقیقات علمی را کم‌ارزش می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The lecturer warned that awarding subsidies to the company might downgrade the perceived quality of its products in the international market.

      استاد هشدار داد که اعطای یارانه به شرکت ممکن است کیفیت ادراک‌شده‌ی محصولاتش در بازار بین‌المللی را تنزل دهد.

      Several tons of the wheat were downgraded for containing sand.

      چندین تن از گندم‌ها را به‌دلیل داشتن شن کاهش مرغوبیت دادند.

      Cowardly officers were downgraded.

      افسران ترسو تنزل‌رتبه یافتند.

      noun countable B2

      تنزل‌رتبه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The downgrade of the university's international ranking prompted a review of its research funding.

      تنزل‌رتبه‌ی دانشگاه در رتبه‌بندی بین‌المللی باعث بازنگری در تخصیص بودجه‌ی پژوهشی شد.

      Government officials debated whether the downgrade of public schools' status reflected systemic inequality.

      مقامات دولتی بحث کردند که آیا تنزل‌رتبه‌ی مدارس دولتی نشان‌دهنده‌ی نابرابری سیستماتیک است یا خیر.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد downgrade

      1. noun slope
        Synonyms:
        hill descent decline inclination dip pitch declivity
        Antonyms:
        upgrade
      1. verb lower in opinion or rank
        Synonyms:
        degrade reduce lower demote humble disparage decrease devalue depreciate undervalue minimize detract from denigrate abase declass mark down run down bust break bump write off devalorize devalue set back take down a peg decry disrate demerit
        Antonyms:
        promote improve raise upgrade

      Collocations

      on the downgrade

      در حال انحطاط، در حال تنزل

      ارجاع به لغت downgrade

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «downgrade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/downgrade

      لغات نزدیک downgrade

      • - downfall
      • - downfallen
      • - downgrade
      • - downhaul
      • - downhearted
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.