آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

    Descent

    dɪˈsent dɪˈsent

    شکل جمع:

    descents

    معنی descent | جمله با descent

    noun uncountable

    تبار، نَسَب، اصل‌ونسب، دودمان

    I am of Persian descent.

    من از تبار ایرانی هستم.

    He traced his descent back to a noble family in the 18th century.

    او اصل‌ونسب خود را تا خانواده‌ای اشرافی در قرن هجدهم ردیابی کرد.

    noun uncountable

    هجوم، ریختن، سرازیر شدن، یورش

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The town experienced the descent of thousands of fans after the team’s victory.

    شهر، شاهد سرازیر شدن هزاران هوادار پس‌از پیروزی تیم بود.

    We weren’t prepared for the descent of reporters on our small office.

    ما برای هجوم خبرنگاران به دفتر کوچکمان آماده نبودیم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the unexpected descent of five guests

    پیدا شدن سرو کله‌ی پنج مهمان به طور غیرمنتظره

    the Mongols' descent on the town

    هجوم مغولان به شهر

    noun countable uncountable

    فرود، نزول، پایین آمدن

    The plane began its descent into Tehran.

    هواپیما فرود خود را به تهران آغاز کرد.

    The hikers started their descent from the mountain before sunset.

    کوهنوردان پیش‌از غروب، پایین آمدن خود را از کوه آغاز کردند.

    noun countable

    سراشیبی، شیب

    The mountain trail includes a sharp descent followed by a narrow path.

    مسیر کوه شامل سراشیبی‌ای تند و سپس راهی باریک است.

    The ski resort is famous for having one of the longest descents in the country.

    پیست اسکی به‌خاطر داشتن یکی از طولانی‌ترین سراشیبی‌ها در کشور مشهور است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the river's gradual descent to the sea

    شیب تدریجی رودخانه تا دریا

    noun singular uncountable

    سقوط، انحطاط، زوال، فروپاشی (اخلاقی، اجتماعی)

    Her descent into poverty began after she lost her job.

    سقوط او به فقر پس‌از از دست دادن شغلش آغاز شد.

    The novel tells the story of a man’s slow descent into madness.

    این رمان، داستان انحطاط تدریجی مردی به سوی جنون را روایت می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    her descent to begging and stealing

    تن در دادن او به گدایی و دزدی

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد descent

    1. noun moving down; lowering
      Synonyms:
      fall drop decline slide dip inclination slope grade sinkage sag slant declivity gradient incline slip plunge declension precipitation settlement droop crash sinking lowering coming down plummeting falling topple tumble coast cave-in drop-off landslide header tailspin prolapse swoop
      Antonyms:
      rise increase ascent elevation ascension upgrade
    1. noun line of ancestry
      Synonyms:
      family lineage blood family tree ancestry origin relationship parentage pedigree heredity genealogy extraction
    1. noun deterioration
      Synonyms:
      decline degradation downfall slump lapse debsement down comedown decadence abasement discomfiture cadence anticlimax pathos
      Antonyms:
      improvement upgrade
    1. noun assault, attack
      Synonyms:
      attack assault raid invasion incursion foray advance swoop

    سوال‌های رایج descent

    شکل جمع descent چی میشه؟

    شکل جمع descent در زبان انگلیسی descents است.

    ارجاع به لغت descent

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «descent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/descent

    لغات نزدیک descent

    • - descending order
    • - descension
    • - descent
    • - describable
    • - describe
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.