آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ تیر ۱۴۰۵

      Tailspin

      ˈteɪlˌspɪn ˈteɪlˌspɪn

      معنی tailspin | جمله با tailspin

      noun singular C1

      سقوط، افت، زوال، بی‌ارزشی، اضمحلال، ازهم‌پاشیدگی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The sudden drop in oil prices threw the country's economy into a tailspin.

      سقوط ناگهانی قیمت نفت، اقتصاد کشور را در ازهم‌پاشیدگی انداخت.

      The scandal sent the politician's career into a tailspin.

      این رسوایی موجب شد حرفه‌ی سیاسی او در سراشیبی سقوط قرار بگیرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The oil market has gone into a tailspin.

      بازار نفت شدیداً افت کرده است.

      noun singular countable C2

      سقوط چرخشی، سقوط مارپیچی (‫حالتی که در آن هواپیما هنگام سقوط سریع به‌سمت زمین، به دور خود می‌چرخد)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The small plane went into a tailspin after the engine failed.

      هواپیمای کوچک پس‌از خراب شدن موتور وارد سقوط چرخشی شد.

      The pilot struggled to recover the aircraft from the tailspin.

      خلبان برای بازگرداندن هواپیما از سقوط مارپیچی تلاش کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Witnesses watched in horror as the jet entered a tailspin.

      شاهدان با وحشت تماشا کردند که جت وارد سقوط مارپیچی شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت tailspin

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tailspin» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tailspin

      لغات نزدیک tailspin

      • - tailpipe
      • - tailrace
      • - tailspin
      • - tailstock
      • - tainan
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- hospitalization insurance ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.