آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Primitive

      ˈprɪmətɪv ˈprɪmətɪv

      صفت تفضیلی:

      more primitive

      صفت عالی:

      most primitive

      معنی primitive | جمله با primitive

      adjective C1

      بدوی، اولیه، اصلی، باستانی، قدیمی، ابتدایی، ساده، بی‌تمدن، مربوط به انسان‌های اولیه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The early humans used primitive tools made from stone and bone.

      انسان‌های اولیه از ابزارهای ابتدایی از جنس سنگ و استخوان استفاده می‌کردند.

      The primitive writing system consisted of simple pictograms and symbols.

      سیستم نوشتاری اولیه شامل تصویرنگاشت‌ها و نمادها بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      primitive Germanic

      زبان آلمانی آغازین

      primitive art

      هنر انسان‌های اولیه

      primitive men

      انسان‌های آغازین

      primitive weapons

      جنگ‌افزارهای ساده

      primitive function

      تابع اولیه

      noun countable

      انسان اولیه، انسان نخستین، انسان بی‌تمدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      teaching atomic physics to a bunch of primitives

      آموختن فیزیک اتمی به یک دسته انسان بی‌تمدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد primitive

      1. adjective ancient, original
        Synonyms:
        old early first original basic fundamental primary essential elementary archaic primeval primordial pristine underlying undeveloped unevolved underived underivative substratal primal
        Antonyms:
        new modern current present
      1. adjective barbaric, crude
        Synonyms:
        rude rough wild savage uncivilized brutish animal barbarous untamed raw crude simple ignorant natural fierce untrained unrefined unsophisticated uneducated untutored untaught nonliterate preliterate underdeveloped undeveloped uncultured uncultivated austere barbarian childlike atavistic vestigial rudimentary
        Antonyms:
        sophisticated cultured modern

      سوال‌های رایج primitive

      صفت تفضیلی primitive چی میشه؟

      صفت تفضیلی primitive در زبان انگلیسی more primitive است.

      صفت عالی primitive چی میشه؟

      صفت عالی primitive در زبان انگلیسی most primitive است.

      ارجاع به لغت primitive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «primitive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/primitive

      لغات نزدیک primitive

      • - primiparity
      • - primiparous
      • - primitive
      • - primitive root
      • - primitivism
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.