آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

      Untamed

      ˌʌnˈteɪmd ˌʌnˈteɪmd

      معنی untamed | جمله با untamed

      adjective

      (حیوان) غیراهلی، وحشی، رام‌نشده

      untamed animals

      حیوانات وحشی

      He was so angry, he was like a untamed beast.

      او آن‌چنان عصبانی بود که مانند حیوانی رام‌نشده به‌نظر می‌رسید.

      adjective

      (سرزمین و مکان) دست‌نخورده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      enormous untamed landscape

      چشم‌انداز عظیم دست‌نخورده

      The Danube was an untamed river.

      دانوب رودخانه‌ای دست‌نخورده بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد untamed

      1. adjective wild
        Synonyms:
        uncivilized savage feral fierce uncontrollable undomesticated unmanageable barbaric vicious barbarous rampant uncultivated overgrown overrun barbarian native uninhabited ferocious

      سوال‌های رایج untamed

      معنی untamed به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «untamed» در زبان فارسی به « رام‌نشده»، «وحشی» یا «سرکش» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف افرادی، حیوانات یا طبیعتی به کار می‌رود که تحت کنترل، محدودیت یا تربیت قرار نگرفته‌اند و آزاد، مستقل و گاهی غیرقابل پیش‌بینی عمل می‌کنند. «Untamed» بار معنایی قوی دارد و هم می‌تواند به حس آزادی و قدرت طبیعی اشاره کند و هم به بی‌نظمی یا دشواری کنترل.

      در طبیعت، «untamed» معمولاً برای توصیف حیوانات یا محیط‌هایی استفاده می‌شود که تحت نفوذ انسان نیستند. برای مثال، جنگل‌های دست‌نخورده یا حیوانات وحشی که آزادانه زندگی می‌کنند، «untamed» خوانده می‌شوند. این مفهوم نشان‌دهنده‌ی نیروی طبیعی، استقلال و نظم خودجوش در سیستم‌های طبیعی است و یادآور قدرت و زیبایی طبیعت بکر و دست‌نخورده می‌باشد.

      در ادبیات و هنر، «untamed» برای توصیف شخصیت‌های مستقل، جسور یا شورشی به کار می‌رود. شخصیت‌های «untamed» اغلب قوانین مرسوم را نمی‌پذیرند و با آزادی، خلاقیت و روحیه‌ی سرکش خود داستان را پیش می‌برند. این واژه نمادی از جسارت، قدرت درونی و تمایل به شکستن محدودیت‌ها است و باعث ایجاد جذابیت و پیچیدگی در شخصیت‌ها می‌شود.

      در روان‌شناسی و بررسی رفتار انسانی، «untamed» می‌تواند به صفات شخصیتی مانند استقلال، خودجوشی و عدم پذیرش محدودیت‌های تحمیلی اشاره داشته باشد. افرادی که دارای ویژگی‌های «untamed» هستند، معمولاً خلاق، جسور و آماده برای مواجهه با چالش‌ها هستند، اما گاهی کنترل کم و بی‌ثباتی در رفتار آن‌ها نیز ممکن است مشکلاتی ایجاد کند.

      «untamed» فراتر از یک صفت ساده است و بیانگر آزادی، قدرت و استقلال است. این واژه یادآور اهمیت حفظ جوهره طبیعی، استقلال فردی و جسارت برای حرکت خارج از چارچوب‌های محدودکننده است. «Untamed» نمادی از زندگی بدون محدودیت، روح آزاد و انرژی طبیعی است که هم در انسان و هم در محیط اطراف می‌تواند الهام‌بخش باشد.

      ارجاع به لغت untamed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «untamed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/untamed

      لغات نزدیک untamed

      • - unsymmetrical
      • - unsympathetic
      • - untamed
      • - untangle
      • - untaught
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.