به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Ferocious

fəˈroʊʃəs fəˈrəʊʃəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more ferocious
  • صفت عالی:

    most ferocious

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • وحشی، سبع
    • - a ferocious lion
    • - شیر درنده
    • - a ferocious killer
    • - قاتل ددمنش
    • - a ferocious wind
    • - باد شدید
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد ferocious

  1. adjective violent, barbaric
    Synonyms: barbarous, bloodthirsty, brutal, brutish, cruel, fell, feral, fierce, frightful, grim, implacable, inhuman, inhumane, lupine, merciless, murderous, pitiless, predatory, rapacious, ravening, ravenous, relentless, ruthless, sanguinary, savage, tigerish, truculent, unmerciful, unrestrained, untamed, vehement, vicious, voracious, wild, wolfish
    Antonyms: gentle, innocent, kind, mild, nonviolent, tame, tender

ارجاع به لغت ferocious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ferocious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ferocious

لغات نزدیک ferocious

پیشنهاد بهبود معانی