آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Modern

      ˈmɑːdərn ˈmɒdn

      صفت تفضیلی:

      more modern

      صفت عالی:

      most modern

      معنی modern | جمله با modern

      adjective A2

      نوین، امروزی، کنونی، جدید، مدرن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      modern machinery

      ماشین‌آلات نوین

      economic problems in modern societies

      مسائل اقتصادی در جوامع امروزی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Japan successfully founded a modern capitalist economy.

      ژاپن با موفقیت، یک اقتصاد سرمایه‌داری امروزی را پی‌ریزی کرد.

      We need a strong modern army.

      ما به یک ارتش نیرومند نوین نیاز داریم.

      a blend of modern and classical dance

      آمیزه‌ای از رقص‌های مدرن و کلاسیک

      The modern period begins from 1450.

      دوران نوین از سال 1450 آغاز می‌گردد.

      I like modern history better than ancient history.

      من تاریخ نوین را بیشتر از تاریخ کهن دوست دارم.

      English can be divided into these three parts: Old English, Middle English, and Modern English

      انگلیسی را می‌توان به این سه بخش تقسیم کرد: انگلیسی کهن، انگلیسی میانه و انگلیسی امروزی

      the debate between the ancients and the moderns

      بحث میان باستانیان و متأخرین

      A complete modern who rejects the idea of patriotism.

      آدم کاملاً متجددی که فکر وطن‌دوستی را مردود می‌شمارد.

      He thought he was a modern-day Amir Arsalan.

      او فکر می‌کرد که امیر‌ارسلان زمان است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد modern

      1. adjective new, up-to-date
        Synonyms:
        current present up-to-date recent contemporary modernistic modernized fresh latest present-day prevailing prevalent stylish modish late novel now contempo coincident concomitant concurrent newfangled new-fashioned with-it last word today leading-edge cutting-edge state-of-the-art avant-garde latter-day twenty- first century up-to-the-minute neoteric
        Antonyms:
        old old-fashioned outdated antiquated obsolete ancient passe

      Collocations

      modern-day

      وابسته به امروزه، امروزی

      لغات هم‌خانواده modern

      noun
      modernity, modernization, modernism, modernist, modernizer
      adjective
      modern, modernist, modernistic
      verb - transitive
      modernize

      سوال‌های رایج modern

      صفت تفضیلی modern چی میشه؟

      صفت تفضیلی modern در زبان انگلیسی more modern است.

      صفت عالی modern چی میشه؟

      صفت عالی modern در زبان انگلیسی most modern است.

      ارجاع به لغت modern

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «modern» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/modern

      لغات نزدیک modern

      • - moderato
      • - moderator
      • - modern
      • - modern dance
      • - modern english
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.