آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

      Obsolete

      ˌɑːbsəˈliːt ˈɒbsəliːt ˈɒbsəliːt

      صفت تفضیلی:

      more obsolete

      صفت عالی:

      most obsolete

      معنی obsolete | جمله با obsolete

      adjective C1

      منسوخ، مهجور، متروکه، کهنه، از کار افتاده، غیرمتداول، متروک

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      My grandmother still uses a rotary phone, which is quite obsolete in today's digital world.

      مادربزرگم هنوز از تلفن گردان استفاده می‌کند که در دنیای دیجیتال امروز کاملاً منسوخ شده است.

      While steam engines were once at the forefront of industrial innovation, they are now largely obsolete, replaced by more efficient power sources.

      در حالی که موتورهای بخار زمانی در خط مقدم نوآوری صنعتی بودند، اکنون عمدتاً منسوخ شده‌اند و با منابع انرژی کارآمدتر جایگزین شده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many people still have old VCRs, but the technology is largely obsolete now.

      بسیاری از مردم هنوز دستگاه‌های VCR قدیمی دارند، اما این فناوری اکنون عمدتاً منسوخ شده است.

      an obsolete word

      واژه‌ی مهجور

      obsolete equipment

      ابزار کهنه

      an obsolete theory

      نظریه‌ی منسوخ

      The instructor noted that certain programming languages, once foundational, have become obsolete due to the emergence of more versatile and powerful alternatives.

      استاد اشاره کرد که برخی زبان‌های برنامه‌نویسی، که زمانی بنیادی بودند، به دلیل ظهور جایگزین‌های متنوع‌تر و قدرتمندتر، منسوخ شده‌اند.

      Discussing the evolution of office technology, the speaker highlighted how typewriters became obsolete with the advent of personal computers and word processing software.

      با بحث در مورد تکامل فناوری اداری، سخنران تاکید کرد که چگونه ماشین‌های تحریر با ظهور کامپیوترهای شخصی و نرم‌افزارهای پردازش کلمه منسوخ شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد obsolete

      1. adjective no longer in use, in vogue
        Synonyms:
        old dated old-fashioned out unfashionable out-of-date outmoded passé antiquated archaic antique bygone disused worn stale superseded anachronistic discarded extinct gone dead dusty moth-eaten timeworn old-hat old-school dinosaur has-been kaput dead and gone done for antediluvian horse and buggy
        Antonyms:
        modern new current up-to-date contemporary in vogue present

      Collocations

      render obsolete

      منسوخ کردن

      سوال‌های رایج obsolete

      صفت تفضیلی obsolete چی میشه؟

      صفت تفضیلی obsolete در زبان انگلیسی more obsolete است.

      صفت عالی obsolete چی میشه؟

      صفت عالی obsolete در زبان انگلیسی most obsolete است.

      ارجاع به لغت obsolete

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «obsolete» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/obsolete

      لغات نزدیک obsolete

      • - obsolescence
      • - obsolescent
      • - obsolete
      • - obsoletism
      • - obstacle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      overhead pass expletive pipe reggae reading struthious tryptophan wicked feasibly growingly serve screen set setter shoot set یلدا خلبان بنا رفتگر کشاورز استفراغ انحراف‌گرایی کارمند انسان امداد پرکار نژند قناعت مامور هیدروژنه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.