Obsolescent

ˌɑːbsəˈlesnt ˌɒbsəˈlesnt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    کهنه، منسوخ
    • - Animal transport is largely obsolescent.
    • - حمل و نقل توسط چهار پایان دیگر در اکثر جاها متداول نیست.
    • - the replacement of obsolescent machinery
    • - تعویض ماشین‌آلات قدیمی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obsolescent

  1. adjective
    Synonyms: becoming obsolete, growing old, out-of-fashion, senescent

ارجاع به لغت obsolescent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obsolescent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obsolescent

لغات نزدیک obsolescent

پیشنهاد بهبود معانی