Obsolescence

ˌɑːbsəˈlesns ˌɒbsəˈlesns
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    obsolescences

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    ازرواج‌افتادگی، منسوخ‌شدگی، کهنگی
    • - The rapid advancement of technology has led to the obsolescence of many outdated devices.
    • - پیشرفت سریع تکنولوژی منجر به ازرواج‌افتادگی دستگاه‌های قدیمی زیادی شده است.
    • - The company's decision to discontinue the product was due to its obsolescence in the market.
    • - تصمیم شرکت برای توقف تولید آن محصول به خاطر منسوخ‌شدگی آن در بازار بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت obsolescence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obsolescence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obsolescence

لغات نزدیک obsolescence

پیشنهاد بهبود معانی