آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آبان ۱۴۰۳

      Early

      ˈɜːrli ˈɜːli

      صفت تفضیلی:

      earlier

      صفت عالی:

      earliest

      معنی early | جمله با early

      adverb A1

      زود، زودتر، پیش از موقع، به‌زودی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      He who does not rise early, never does a good day's work.

      او صبح زود بیدار نمی‌شود و هیچ وقت هم کارهای روزش را خوب انجام نمی‌دهد.

      adjective

      (صبح، بهار، عمر و غیره) اوایل، آغاز، ابتدا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      It's early.

      زود است.

      an early riser

      سحرخیز

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      early rising

      سحرخیزی

      the early bird gets/catches the worm.

      سحرخیز باش تا کامروا باشی

      at an early hour

      (صبح) خیلی زود

      keep early hours

      زود خوابیدن و زود بیدار شدن

      an an earlier date

      پیشتر، زودتر

      as early as possible

      هرچه زودتر، به‌زودی زود، در اسرع وقت

      in early spring

      در اوایل بهار

      from an early age

      از کودکی

      in one's early youth

      در اوایل جوانی، در عنفوان شباب

      in early life

      در اوایل زندگی

      the early part of

      ابتدای، اوایل

      early in the year

      در اوایل سال

      early in the book

      در اوایل کتاب

      early in (one's) life

      در جوانی، در اوانِ (اوایل) زندگی

      adjective

      (ملاقات، حضور) به‌ موقع، به هنگام، سر وقت

      adjective

      (اقدام) سریع، زود

      adjective

      (میوه) پیش‌رس، نوبر

      adjective

      (مرگ) زودرس، پیش از موقع

      adjective

      (متن، اثر) کهن، قدیمی، پیشین

      adjective

      (تاریخ) باستانی، کهن

      adjective

      (انسان، کلیسا و غیره) اولیه، نخستین، آغازین

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد early

      1. adjective in the beginning
        Synonyms:
        initial original new previous prime fresh young aboriginal primitive ancient preceding prior recent premier antiquated primeval raw undeveloped antecedent primordial pristine budding brand-new a bit previous prevenient antediluvian proleptical
        Antonyms:
        late
      1. adjective sooner than expected
        Synonyms:
        soon quick prompt unexpected beforehand previous immediate advanced premature direct punctual ahead of time unanticipated untimely precocious speedy anticipatory anticipative preceding oversoon immature precipitant on short notice on the dot overearly matinal seasonable pronto preexistent before appointed time
        Antonyms:
        later
      1. adverb sooner than expected
        Synonyms:
        soon quickly shortly presently anon immediately promptly beforehand in advance in time betimes unexpectedly prematurely too soon ahead of time ere long directly proximately previous with time to spare in good time a bit previous on short notice before long pronto quick far ahead bright and early oversoon on the dot early bird in the bud
        Antonyms:
        later
      1. adverb immediately
        Synonyms:
        instantly at once right away straightaway promptly soon without delay directly in no time in an instant in a jiffy presto thereupon thereon summarily timely seasonably newly recently freshly betimes instantaneously primitively first
        Antonyms:
        late

      Idioms

      an early bird

      (محاوره، به شوخی) سحرخیز

      the early bird catches the worm

      سحرخیز باش تا کامروا شوی

      برنده زودتر شروع می‌کند (فردی که زودتر از دیگران دست به عملی بزند، احتمال موفقیت بیشتری دارد)

      سوال‌های رایج early

      صفت تفضیلی early چی میشه؟

      صفت تفضیلی early در زبان انگلیسی earlier است.

      صفت عالی early چی میشه؟

      صفت عالی early در زبان انگلیسی earliest است.

      ارجاع به لغت early

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «early» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/early

      لغات نزدیک early

      • - earliness
      • - earlobe
      • - early
      • - Early adaptor
      • - early american
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.