آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

      Promptly

      ˈprɑːmptli ˈprɒmptli

      معنی promptly

      adverb B2

      بی‌درنگ، فوراً، به‌فوریت، بدون معطلی، زود، تند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد promptly

      1. adverb immediately
        Synonyms:
        now at once right away instantly quickly fast straightaway rapidly speedily swiftly pronto posthaste hastily on the double PDQ directly like a shot unhesitatingly on time punctually sharp flat-out fleetly expeditiously in nothing flat lickety-split on the dot
        Antonyms:
        late negligently

      سوال‌های رایج promptly

      معنی promptly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «promptly» در زبان فارسی به «سریعاً» یا «فوراً» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «سریعاً» به حالتی اشاره دارد که عملی یا اقدامی بدون تأخیر انجام شود و زمان واکنش به حداقل برسد. این اصطلاح در زبان روزمره، متون کاری، علمی و رسمی کاربرد فراوان دارد و نشان‌دهنده‌ی دقت، پاسخگویی و سرعت عمل است. استفاده از promptly تأکید می‌کند که انجام یک وظیفه یا پاسخ به یک موقعیت باید با جدیت و بدون اتلاف وقت صورت گیرد، چرا که تأخیر ممکن است پیامدهای منفی یا فرصت‌های از دست رفته ایجاد کند.

      در محیط‌های کاری و حرفه‌ای، promptly اهمیت ویژه‌ای دارد. کارکنان و مدیرانی که به موقع پاسخ می‌دهند یا اقدامات لازم را بدون تأخیر انجام می‌دهند، به روند کار سرعت می‌بخشند و بهره‌وری سازمان را افزایش می‌دهند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «پاسخ ایمیل‌ها باید سریعاً داده شود»، منظور این است که توجه به زمان‌بندی و اقدام فوری در حفظ روابط حرفه‌ای و جریان کاری مؤثر است.

      در زندگی روزمره، promptly به معنای انجام وظایف و پاسخ‌ها به محض نیاز یا اطلاع است. برای مثال، پرداخت صورتحساب‌ها یا پاسخ به پیام‌ها به‌صورت سریع، نشان‌دهنده‌ی مسئولیت‌پذیری و احترام به زمان دیگران است. این رفتار باعث افزایش اعتماد، کارایی و نظم در روابط شخصی و اجتماعی می‌شود و از ایجاد مشکلات احتمالی جلوگیری می‌کند.

      در آموزش و یادگیری، promptness نیز اهمیت دارد. دانش‌آموزانی که تکالیف و تمرین‌ها را فوراً و بدون تأخیر انجام می‌دهند، بهتر می‌توانند مطالب را مرور کنند و عملکرد بهتری در امتحانات و پروژه‌ها داشته باشند. این ویژگی مهارت مدیریت زمان و نظم شخصی را تقویت می‌کند و موجب پیشرفت تحصیلی و شخصی می‌شود.

      «promptly» یا «سریعاً» مفهومی است که بر انجام فوری و بدون تأخیر امور تأکید دارد. این واژه یادآور اهمیت زمان و واکنش سریع در زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و شخصی است و نشان می‌دهد که بهره‌وری، نظم و مسئولیت‌پذیری ارتباط مستقیمی با سرعت عمل و دقت در انجام وظایف دارد.

      ارجاع به لغت promptly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «promptly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/promptly

      لغات نزدیک promptly

      • - prompting
      • - promptitude
      • - promptly
      • - promulgate
      • - promulgation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.