آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۳

    Pioneer

    ˌpaɪəˈnɪr ˌpaɪəˈnɪə

    گذشته‌ی ساده:

    pioneered

    شکل سوم:

    pioneered

    سوم‌شخص مفرد:

    pioneers

    وجه وصفی حال:

    pioneering

    شکل جمع:

    pioneers

    معنی pioneer | جمله با pioneer

    adverb noun verb - transitive countable C2

    پیش‌گام، پیش‌قدم، پیش‌قدم شدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Dehkhoda was a pioneer in the art of lexicography.

    دهخدا در هنر فرهنگ‌نویسی پیشقدم بود.

    They were pioneers in the development of radar.

    آنان در ایجاد رادار پیشتاز بودند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    one of the pioneer proponents of commercial aviation

    یکی از هواداران پیشتاز هواپیمایی کشوری

    during pioneer days

    در ایام مهاجران اولیه

    a pioneer village

    دهکده‌ی مهاجران

    She pioneered the development of this vaccine.

    او در ایجاد این واکسن پیشگام بود.

    their pioneering efforts in space exploration

    کوشش‌های پیشتازانه‌ی آن‌ها در اکتشاف فضا

    the farmers who pioneered this region

    کشاورزانی که نخست در این سرزمین مستقر شدند

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pioneer

    1. adjective early, first
      Synonyms:
      first primary initial head lead original prime brave experimental avant-garde
      Antonyms:
      late last later following
    1. noun person who finds a new place,
      Synonyms:
      settler immigrant explorer founder colonist leader developer trailblazer innovator guide scout pathfinder homesteader colonizer frontier settler pilgrim squatter
    1. verb invent; lay the groundwork
      Synonyms:
      start create develop establish found originate initiate institute launch begin prepare discover explore spearhead trailblaze go out in front take the lead open up map out show the way colonize instigate

    سوال‌های رایج pioneer

    گذشته‌ی ساده pioneer چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده pioneer در زبان انگلیسی pioneered است.

    شکل سوم pioneer چی میشه؟

    شکل سوم pioneer در زبان انگلیسی pioneered است.

    شکل جمع pioneer چی میشه؟

    شکل جمع pioneer در زبان انگلیسی pioneers است.

    وجه وصفی حال pioneer چی میشه؟

    وجه وصفی حال pioneer در زبان انگلیسی pioneering است.

    سوم‌شخص مفرد pioneer چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد pioneer در زبان انگلیسی pioneers است.

    ارجاع به لغت pioneer

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pioneer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pioneer

    لغات نزدیک pioneer

    • - piolet
    • - pion
    • - pioneer
    • - pioneering
    • - piosity
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    take a picture faceless fail an exam faintly ridiculous impossibly fairing fall into rota fallacious falter familiar feet feisty foray fenugreek محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.