شکل جمع:
leadersرهبر، سرپرست، پیشوا، فرمانده، مدیر، رئیس
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی پیشرفته
He has always been a follower rather than a leader.
او همیشه دنبالهرو بوده است نه پیشوا.
Leaders must take responsibility for the decisions they make.
رهبران باید مسئولیت تصمیماتی که میگیرند را بر عهده بگیرند.
leader of the majority group
رهبر گروه اکثریت
a revolutionary leader
رهبر انقلابی
پیشتاز، نفر پیشرو، نفر اول، سرآمد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The team struggled to catch up with the leaders in the final minutes of the game.
تیم در دقایق پایانی بازی برای رسیدن به پیشتازان تلاش زیادی کرد.
Our company aims to be a leader in renewable energy solutions.
هدف شرکت ما این است که در ارائهی راهکارهای انرژی تجدیدپذیر، سرآمد باشد.
انگلیسی بریتانیایی سرمقاله (روزنامه نگاری)
همچنین میتوان از leading article استفاده کرد.
Many readers disagreed with the points made in the leader.
بسیاری از خوانندگان با نکات مطرحشده در سرمقاله موافق نبودند.
The editor wrote a leader supporting the upcoming election reforms.
سردبیر، سرمقالهای نوشت که از اصلاحات انتخاباتی آینده حمایت میکرد.
انگلیسی بریتانیایی موسیقی رهبر ارکستر ویولن، نوازندهی اصلی ویولن
در انگلیسی آمریکایی از concertmaster استفاده میشود.
The leader often plays important solos during performances.
رهبر ویولن اغلب درطول اجراها قطعات سولوی مهمی مینوازد.
The concertmaster signals the tempo to the rest of the orchestra.
نوازندهی اصلی، ریتم را به باقی اعضای ارکستر نشان میدهد.
کلمهی «Leader» در زبان فارسی به «رهبر» ترجمه میشود.
رهبر به فردی گفته میشود که توانایی هدایت، راهنمایی و تأثیرگذاری بر گروه، سازمان یا جامعه را دارد. رهبران معمولاً ویژگیهایی چون انگیزهبخشی، قدرت تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و مهارتهای ارتباطی قوی دارند که آنها را قادر میسازد تا دیگران را به سوی اهداف مشترک هدایت کنند. نقش رهبر فراتر از مدیریت صرف است و شامل ایجاد چشمانداز، الهامبخشی و ایجاد تغییرات مثبت میباشد.
در تاریخ و زندگی روزمره، رهبران در حوزههای مختلفی از جمله آموزش، کسبوکار، ورزش، فرهنگ و اجتماع نقشآفرینی میکنند. یک رهبر موفق باید بتواند نیازها و مشکلات افراد را درک کند و راهحلهایی ارائه دهد که باعث پیشرفت و بهبود شرایط شود. توانایی ایجاد اعتماد و همکاری میان اعضای گروه، یکی از شاخصهای مهم در رهبری مؤثر است.
رهبران همچنین باید دارای ارزشها و اخلاقیات قوی باشند تا بتوانند نمونهی خوبی برای پیروان خود باشند. صداقت، عدالت، احترام به دیگران و توانایی گوش دادن از ویژگیهایی است که اعتمادسازی و حفظ حمایت جمع را تسهیل میکند. رهبری بدون این اصول، ممکن است به شکست یا ایجاد اختلاف و نارضایتی بینجامد.
فرایند رهبری معمولاً با چالشها و فشارهای فراوانی همراه است، زیرا رهبر باید در شرایط پیچیده و گاهی متضاد، تصمیماتی اتخاذ کند که تأثیر گستردهای بر دیگران دارد. آموزش و پرورش مستمر، کسب تجربه و توانایی تطبیق با تغییرات، به رهبران کمک میکند تا این چالشها را بهتر مدیریت کنند و موفق باشند.
مفهوم «Leader» یا رهبر، کلیدیترین عامل در پیشبرد اهداف جمعی و تحقق چشماندازها است. رهبران با ایجاد هماهنگی، انگیزه و جهتدهی، نقش حیاتی در موفقیت و توسعه هر گروه یا جامعه ایفا میکنند و جایگاه ویژهای در ساختارهای اجتماعی و سازمانی دارند.
شکل جمع leader در زبان انگلیسی leaders است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «leader» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/leader