آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

      Someone

      ˈsʌmwʌn ˈsʌmwʌn

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از somebody به‌جای someone استفاده کرد.

      معنی someone | جمله با someone

      pronoun A2

      کسی، فردی، شخصی، یکی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Someone told me you were looking for a job.

      فردی به من گفت که تو دنبال کار می‌گشتی.

      Is there someone who can help me with this?

      آیا کسی هست که بتواند در این مورد به من کمک کند؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد someone

      1. pronoun an unspecified person
        Synonyms:
        one some person somebody

      سوال‌های رایج someone

      معنی someone به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «someone» در زبان فارسی به «کسی»، «فردی» یا «شخصی» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای اشاره به فردی نامعلوم یا مشخص‌نشده به کار می‌رود و معمولاً زمانی استفاده می‌شود که هویت فرد برای گوینده مشخص نباشد، اهمیت چندانی نداشته باشد، یا بخواهد به طور کلی درباره‌ی یک نفر صحبت شود. «Someone» یکی از پرکاربردترین ضمایر نامعین در زبان انگلیسی است و در مکالمات روزمره، نوشتار رسمی و ادبیات کاربرد فراوان دارد.

      در مکالمات روزمره، «someone» برای اشاره به یک نفر بدون نیاز به ذکر نام او به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی Someone left their bag here به معنای «کسی کیف خود را اینجا جا گذاشته است» بیانگر آن است که هویت شخص مشخص نیست یا اهمیت ندارد. این کاربرد باعث می‌شود گفت‌وگو ساده و روان باشد و تمرکز بر عمل یا موقعیت باشد، نه بر فرد خاص.

      در نوشتار رسمی یا تحلیلی، «someone» گاهی برای بیان مفهومی کلی درباره‌ی یک گروه یا نوع خاص از افراد استفاده می‌شود. برای مثال، در متنی آموزشی ممکن است نوشته شود: If someone experiences this problem, they should seek help، یعنی «اگر کسی این مشکل را تجربه کند، باید کمک بخواهد». در این کاربرد، «someone» نقش عام و فراگیر دارد و بیانگر هر فردی است که شرایط مشخصی را تجربه می‌کند، بدون آنکه به شخص خاصی اشاره مستقیم داشته باشد.

      از نظر ادبی و هنری، «someone» می‌تواند بار معنایی نمادین یا احساسی پیدا کند. نویسندگان و شاعران گاه از این واژه برای اشاره به فردی ناشناخته یا معشوقی نامعلوم استفاده می‌کنند تا حس راز، انتظار یا فضاهای تعلیق را در اثر خود ایجاد کنند. در این معنا، «someone» نه تنها فردی ناشناخته را توصیف می‌کند، بلکه مخاطب را به تفکر و تصور در مورد هویت و نقش او دعوت می‌کند.

      «someone» واژه‌ای ساده اما انعطاف‌پذیر است که امکان اشاره به افراد نامعلوم، عمومی یا نمادین را فراهم می‌آورد. این واژه یادآور اهمیت تمرکز بر اعمال، موقعیت‌ها و ویژگی‌ها به جای تمرکز صرف بر هویت شخصی است و در عین حال، ظرفیت ایجاد حس کنجکاوی، تعلیق یا معناپردازی در زبان را دارد. «someone» پلی میان مشخص و نامشخص، فرد و مفهوم، و روزمره و نمادین است.

      ارجاع به لغت someone

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «someone» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/someone

      لغات نزدیک someone

      • - somehow
      • - somehow or other
      • - someone
      • - someone's bark is worse than his or her bite
      • - someone's idea of something
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.