آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

      Somehow

      ˈsʌmhaʊ ˈsʌmhaʊ

      معنی somehow | جمله با somehow

      adverb B1

      به‌ طریقی، به یک نوعی، هرجور هست، هرجور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      It must be done somehow.

      هرطوری شده باید انجام شود.

      Somehow we must get to Yazd.

      باید یک جوری خود را به یزد برسانیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Somehow I knew that there would be an earthquake.

      به دلیلی می‌دانستم که زلزله روی خواهد داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد somehow

      1. adverb by some means
        Synonyms:
        anyway somehow or other somehow or another some way in some way one way or another in one way or another by hook or crook after a fashion come what may anywise anyhow
        Antonyms:
        no way

      Idioms

      somehow or other

      به هر طریقی، به هر نحوی، به هر حال

      سوال‌های رایج somehow

      معنی somehow به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «somehow» در زبان فارسی به «به‌نوعی» یا «به‌گونه‌ای» ترجمه می‌شود.

      عبارت «به‌نوعی» برای اشاره به روشی غیرمشخص یا ناشناخته به کار می‌رود که یک کار یا اتفاق به وقوع می‌پیوندد. این واژه معمولاً زمانی استفاده می‌شود که فرد نمی‌تواند دلیل دقیق یا شیوه انجام کار را مشخص کند، اما نتیجه یا وقوع آن را تأیید می‌کند. به عبارت دیگر، «somehow» حس عدم قطعیت یا ناشناخته بودن فرآیند را منتقل می‌کند، در حالی که نتیجه مشخص و ملموس است.

      در مکالمات روزمره، «به‌نوعی» کاربرد بسیار فراوانی دارد. برای مثال، وقتی فردی موفق می‌شود مشکل یا چالشی را پشت سر بگذارد بدون آن که دقیقاً بداند چگونه، از این واژه برای توصیف روند استفاده می‌کند. این کاربرد نشان می‌دهد که انسان‌ها گاهی اوقات به راه‌حل‌ها و نتایجی می‌رسند که فرآیند آن‌ها برایشان مرموز یا پیچیده است.

      علاوه بر این، «somehow» می‌تواند حس امیدواری یا تلاش بی‌وقفه را نیز منتقل کند. فرد با بیان «به‌نوعی» نشان می‌دهد که علی‌رغم دشواری‌ها، راهی برای رسیدن به هدف پیدا خواهد شد. این ویژگی باعث می‌شود این واژه در متون انگیزشی، داستان‌ها و مکالمات روزمره که به تلاش و پشتکار اشاره دارند، بسیار مناسب باشد.

      گاهی «somehow» به معنای «به نحوی عجیب یا غیرمنتظره» نیز به کار می‌رود، یعنی چیزی اتفاق می‌افتد که غیرقابل پیش‌بینی است، اما به نوعی نتیجه مطلوب حاصل می‌شود. این کاربرد می‌تواند حس شگفتی، تعجب یا حتی طنز را به جمله اضافه کند و آن را از حالت خشک و مستقیم خارج کند.

      «به‌نوعی» واژه‌ای منعطف و پرکاربرد است که هم عدم قطعیت و ناشناخته بودن فرآیند، هم تلاش و پشتکار، و هم جنبه‌ی غیرمنتظره و شگفت‌انگیز اتفاقات را به خوبی منتقل می‌کند. این واژه ابزاری مهم در بیان تجربیات انسانی است که نشان‌دهنده‌ی انعطاف زبان و توانایی آن در انتقال احساسات و مفاهیم پیچیده است.

      ارجاع به لغت somehow

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «somehow» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/somehow

      لغات نزدیک somehow

      • - someday
      • - somedeal
      • - somehow
      • - somehow or other
      • - someone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.