آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۲

      Supposed

      səˈpəʊzɪd səˈpəʊzd

      سوم‌شخص مفرد:

      supposes

      وجه وصفی حال:

      supposing

      معنی supposed | جمله با supposed

      adjective B2

      فرضی، ظاهری، کذایی، پنداری، گمانی، تصور‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      when the rule of law is broken by its supposed guardians...

      وقتی حکم قانون به دست (به اصطلاح) پاسدارانش شکسته می‌شود...

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد supposed

      1. adjective presumed to be true, real, or genuine, especially on inconclusive grounds
        Synonyms:
        assumed presumed alleged putative so-called reputed hypothetical theoretical presupposed conjectural inferential hypothetic suppositional suppositive presumptive supposititious divinatory
      1. adjective assumed to be such
        Synonyms:
        reputed putative
      1. verb to regard in an appraising way
        Synonyms:
        believed thought reputed
      1. verb to oblige to do or not do by force of authority, propriety, or custom
        Synonyms:
        expected required
      1. verb expect, believe, or suppose
        Synonyms:
        believed thought expected said assumed imagined guessed considered reckoned suspected judged understood concluded surmised presumed allowed deemed conceived implied theorized speculated postulated posited presupposed conjectured divined premised opined
        Antonyms:
        disbelieved known
      1. verb assume, guess
        Synonyms:
        guessed assumed speculated conjectured inferred surmised
        Antonyms:
        known calculated measured
      1. verb take for granted or as a given; suppose beforehand
        Synonyms:
        presupposed
      1. verb require as a necessary antecedent or precondition
        Synonyms:
        presupposed
      1. verb to believe especially on uncertain or tentative grounds
        Synonyms:
        speculated theorized hypothesized conjectured hypothecated

      لغات هم‌خانواده supposed

      noun
      supposition, presupposition
      adjective
      supposed
      verb - transitive
      suppose, presuppose
      adverb
      supposedly

      سوال‌های رایج supposed

      وجه وصفی حال supposed چی میشه؟

      وجه وصفی حال supposed در زبان انگلیسی supposing است.

      سوم‌شخص مفرد supposed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد supposed در زبان انگلیسی supposes است.

      ارجاع به لغت supposed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «supposed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supposed

      لغات نزدیک supposed

      • - supposal
      • - suppose
      • - supposed
      • - supposedly
      • - supposing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      polly seeds polyunsaturated ponderous polymer proof portrait portraitist play possum postglacial potbelly lead the way lead to kootenay knox kent کنونی کمینه کلاهبرداری کردن آبشش آبچکان آخیش! آداب آستین بالا زدن آغشته آفریقا آماسی عهده آویزان آینده گرایی ابتلا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.