فرضی، ظاهری، کذایی، ساختگی، پنداری، گمانی، تصورشده، مفروض، انگاشتی، غیرواقعی
when the rule of law is broken by its supposed guardians...
وقتی حاکمیت قانون توسط نگهبانان فرضیاش شکسته میشود...
The report critically examined the supposed economic advantages of the new trade agreement, highlighting potential long-term drawbacks.
این گزارش مزایای اقتصادی ساختگی توافقنامهی تجاری جدید را بهصورت انتقادی بررسی کرد و معایب بلندمدت احتمالی را برجسته نمود.
The supposed benefits of that diet were never scientifically proven.
مزایای تصورشدهی آن رژیم هرگز بهصورت علمی اثبات نشد.
موردقبولواقعشده، باورشده، تصورشده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The proposed policy is supposed to alleviate the housing crisis by increasing affordable housing units in urban areas.
سیاست موردقبولواقعشده قرار است با افزایش واحدهای مسکونی مقرونبهصرفه در مناطق شهری، بحران مسکن را کاهش دهد.
While the architectural design was supposed to prioritize sustainable materials, the final construction diverged significantly from the initial blueprints.
درحالیکه طراحی معماری تصورشده بود مواد پایدار را در اولویت قرار دهد، ساخت نهایی بهطور قابل توجهی از طرحهای اولیه فاصله گرفت.
انتظاررفته، فهمیدهشده، درکشده
The new policy is supposed to streamline the application process for international students, thereby reducing administrative burdens.
انتظاررفته است که سیاست جدید فرآیند درخواست برای دانشجویان بینالمللی را سادهسازی کند و بدین ترتیب بار اداری را کاهش دهد.
The package was supposed to arrive yesterday, but it's still not here.
انتظاررفته بود که بسته دیروز برسد، اما هنوز اینجا نیست.
ساختهشده، شکلگرفته، ساختگی
The archaeological team concluded that the ancient artifact was a supposed replica, crafted much later than initially believed.
تیم باستانشناسی به این نتیجه رسید که مصنوع باستانی یک کپی ساختگی بود که بسیار دیرتر از آنچه در ابتدا تصور میشد ساخته شده است.
She quickly realized the evidence presented was supposed and not authentic.
او بهسرعت متوجه شد که شواهد ارائهشده ساختهشده و غیرواقعی هستند.
اجازهدادهشده، مجاز
You're not supposed to park your car in front of the fire hydrant.
شما مجاز نیستید ماشین خود را جلوی شیر آتشنشانی پارک کنید.
In many urban planning models, green spaces are supposed to be integrated to enhance public well-being and biodiversity.
در بسیاری از مدلهای برنامهریزی شهری، فضاهای سبز مجازند که برای افزایش رفاه عمومی و تنوع زیستی ادغام شوند.
The new software update is supposed to improve system stability and user interface responsiveness.
بهروزرسانی نرمافزار جدید مجاز است که ثبات سیستم و پاسخگویی رابط کاربری را بهبود بخشد.
وجه وصفی حال supposed در زبان انگلیسی supposing است.
سومشخص مفرد supposed در زبان انگلیسی supposes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «supposed» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supposed