آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

      Supposed

      səˈpəʊzɪd səˈpəʊzd

      معنی supposed | جمله با supposed

      adjective B2

      فرضی، ظاهری، کذایی، ساختگی، پنداری، گمانی، تصور‌شده، مفروض، انگاشتی، غیرواقعی

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      when the rule of law is broken by its supposed guardians...

      وقتی حاکمیت قانون توسط نگهبانان فرضی‌اش شکسته می‌شود...

      The report critically examined the supposed economic advantages of the new trade agreement, highlighting potential long-term drawbacks.

      این گزارش مزایای اقتصادی ساختگی توافق‌نامه‌ی تجاری جدید را به‌صورت انتقادی بررسی کرد و معایب بلندمدت احتمالی را برجسته نمود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The supposed benefits of that diet were never scientifically proven.

      مزایای تصور‌شده‌ی آن رژیم هرگز به‌صورت علمی اثبات نشد.

      adjective

      ‫موردقبول‌واقع‌شده، باورشده‬، تصورشده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The proposed policy is supposed to alleviate the housing crisis by increasing affordable housing units in urban areas.

      سیاست موردقبول‌واقع‌شده قرار است با افزایش واحدهای مسکونی مقرون‌به‌صرفه در مناطق شهری، بحران مسکن را کاهش دهد.

      While the architectural design was supposed to prioritize sustainable materials, the final construction diverged significantly from the initial blueprints.

      درحالی‌که طراحی معماری تصورشده بود مواد پایدار را در اولویت قرار دهد، ساخت نهایی به‌طور قابل توجهی از طرح‌های اولیه فاصله گرفت.

      adjective

      ‫انتظاررفته‬، ‫فهمیده‌شده، درک‌شده‬

      The new policy is supposed to streamline the application process for international students, thereby reducing administrative burdens.

      انتظاررفته است که سیاست جدید فرآیند درخواست برای دانشجویان بین‌المللی را ساده‌سازی کند و بدین ترتیب بار اداری را کاهش دهد.

      The package was supposed to arrive yesterday, but it's still not here.

      انتظاررفته بود که بسته دیروز برسد، اما هنوز اینجا نیست.

      adjective

      ‫ساخته‌شده، شکل‌گرفته‬، ساختگی

      The archaeological team concluded that the ancient artifact was a supposed replica, crafted much later than initially believed.

      تیم باستان‌شناسی به این نتیجه رسید که مصنوع باستانی یک کپی ساختگی بود که بسیار دیرتر از آنچه در ابتدا تصور می‌شد ساخته شده است.

      She quickly realized the evidence presented was supposed and not authentic.

      او به‌سرعت متوجه شد که شواهد ارائه‌شده ساخته‌شده و غیرواقعی هستند.

      adjective

      ‫اجازه‌داده‌شده، مجاز‬

      You're not supposed to park your car in front of the fire hydrant.

      شما مجاز نیستید ماشین خود را جلوی شیر آتش‌نشانی پارک کنید.

      In many urban planning models, green spaces are supposed to be integrated to enhance public well-being and biodiversity.

      در بسیاری از مدل‌های برنامه‌ریزی شهری، فضاهای سبز مجازند که برای افزایش رفاه عمومی و تنوع زیستی ادغام شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The new software update is supposed to improve system stability and user interface responsiveness.

      به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید مجاز است که ثبات سیستم و پاسخگویی رابط کاربری را بهبود بخشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد supposed

      1. adjective presumed to be true, real, or genuine, especially on inconclusive grounds
        Synonyms:
        assumed presumed alleged putative so-called reputed hypothetical theoretical presupposed conjectural inferential hypothetic suppositional suppositive presumptive supposititious divinatory
      1. adjective assumed to be such
        Synonyms:
        reputed putative
      1. verb to regard in an appraising way
        Synonyms:
        believed thought reputed
      1. verb to oblige to do or not do by force of authority, propriety, or custom
        Synonyms:
        expected required
      1. verb expect, believe, or suppose
        Synonyms:
        believed thought expected said assumed imagined guessed considered reckoned suspected judged understood concluded surmised presumed allowed deemed conceived implied theorized speculated postulated posited presupposed conjectured divined premised opined
        Antonyms:
        disbelieved known
      1. verb assume, guess
        Synonyms:
        guessed assumed speculated conjectured inferred surmised
        Antonyms:
        known calculated measured
      1. verb take for granted or as a given; suppose beforehand
        Synonyms:
        presupposed
      1. verb require as a necessary antecedent or precondition
        Synonyms:
        presupposed
      1. verb to believe especially on uncertain or tentative grounds
        Synonyms:
        speculated theorized hypothesized conjectured hypothecated

      لغات هم‌خانواده supposed

      noun
      supposition, presupposition
      adjective
      supposed
      verb - transitive
      suppose, presuppose
      adverb
      supposedly

      سوال‌های رایج supposed

      وجه وصفی حال supposed چی میشه؟

      وجه وصفی حال supposed در زبان انگلیسی supposing است.

      سوم‌شخص مفرد supposed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد supposed در زبان انگلیسی supposes است.

      ارجاع به لغت supposed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «supposed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/supposed

      لغات نزدیک supposed

      • - supposal
      • - suppose
      • - supposed
      • - supposedly
      • - supposing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ratbite fever sculpturesque wedded ignominious magnetizing force last name originally pay attention hardwood percent spare part watch TV their quite puerto rico رسومی کفگیر ماه‌گرفتگی ریم‌آهن احسان کردن حفاظت روزت مبارک روزنه ذوق‌زده حشره‌خوار دوجین ستاندن سرانجام سرزنش سرمشق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.