Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ دی ۱۴۰۳

      Moon

      muːn muːn

      گذشته‌ی ساده:

      mooned

      شکل سوم:

      mooned

      سوم‌شخص مفرد:

      moons

      وجه وصفی حال:

      mooning

      شکل جمع:

      moons

      معنی moon | جمله با moon

      noun singular A2

      ماه (اغلب با حرف بزرگ)

      moon, ماه (اغلب با حرف بزرگ)

      As I looked up at the night sky, the Moon shone brightly among the twinkling stars.

      وقتی به آسمان شب نگاه کردم، ماه در میان ستارگان درخشان می‌درخشید.

      The Americans landed on the moon.

      امریکایی‌ها در ماه پیاده شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      During a lunar eclipse, Earth casts its shadow upon the moon.

      در ماه‌گرفتگی، زمین سایه خود را بر ماه می‌اندازد.

      noun singular uncountable

      ماه (شکل ساخته‌شده توسط ماه)

      moon, ماه (شکل ساخته‌شده توسط ماه)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      the crescent of the moon

      هلال ماه

      full moon

      ماه شب چهاردهم

      noun countable

      نجوم قمر (جسمی آسمانی که دور یک جسم آسمانی بزرگ‌تر می‌گردد)

      the moons of Saturn

      قمرهای زحل

      I saw the moons of Jupiter through a powerful telescope.

      قمرهای مشتری را از طریق تلسکوپ قدرتمند دیدم.

      slang verb - intransitive verb - transitive informal

      کون‌نمایی کردن (به عنوان شوخی یا اعتراض)

      I can't believe he actually decided to moon.

      نمی‌تونم باور کنم که اون واقعاً تصمیم به کون‌نمایی گرفته است.

      He dared his friends to moon.

      دوستانش بهش جرئت دادن که کون‌نمایی کنه.

      verb - intransitive verb - transitive informal

      ول گشتن، ول چرخیدن، بیهوده وقت گذراندن

      Don't just moon about in your room, go out and enjoy life!

      توی اتاقت بیهوده وقت نگذرون، برو بیرون و از زندگی لذت ببر.

      He moons around all day, not accomplishing anything productive.

      او تمام روز را ول می‌گردد، بدون اینکه کار سازنده‌ای انجام دهد.

      noun countable

      ماه (یک دوره‌ی زمانی نامشخص معمولاً طولانی)

      Many moons passed and there was no news of him.

      چندین ماه گذشت و از او خبری نشد.

      She has waited many moons.

      او ماه‌ها صبر کرده است.

      noun slang informal

      کون لخت (به عنوان شوخی یا اعتراض)

      He showed his moon to everyone at the pool.

      کون لختش را به همه‌ی کسانی که در استخر بودند نشان داد.

      She couldn't help but giggle as her friend's moon was exposed.

      چاره‌ای نداشت جز اینکه با دیدن کون لخت دوستش بخندد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد moon

      1. noun earth’ s satellite
        Synonyms:
        satellite celestial body heavenly body orb of night crescent full moon new moon half-moon quarter-moon planetoid pumpkin old moon
      1. verb dream about; desire
        Synonyms:
        desire yearn pine daydream languish mope waste time idle
        Antonyms:
        hate dislike despise abhor

      Phrasal verbs

      moon over

      عاشقانه در فکر کسی بودن، در عالم هپروت سیر کردن

      Idioms

      reach for the moon

      بلندهمت بودن، همت بلند داشتن

      once in a blue moon

      خیلی به‌ندرت، تقریباً هرگز، خیلی کم

      سوال‌های رایج moon

      معنی moon به فارسی چی میشه؟

      ماه (moon) یکی از عناصر طبیعی و زیبا در آسمان است که تأثیرات زیادی بر زندگی زمین و انسان‌ها دارد. این جرم آسمانی، تنها قمر طبیعی زمین و پنجمین قمر بزرگ در منظومه شمسی است. در اینجا به بررسی معانی، ویژگی‌ها و نکات جالب مرتبط با ماه می‌پردازیم.

      معانی و مفهوم ماه

      ماه در زبان‌های مختلف معانی متعددی دارد. در فرهنگ‌های مختلف، ماه به عنوان نمادی از زیبایی، عشق و زمان شناخته می‌شود. در زبان فارسی، “ماه” به معنای قمر و همچنین به معنای زیبایی و لطافت نیز به کار می‌رود. این دو معنا نشان‌دهنده‌ی تأثیر عمیق ماه بر احساسات و فرهنگ بشری است.

      ویژگی‌های فیزیکی ماه

      ماه دارای سطحی پوشیده از سنگ و گرد و غبار است. این سطح دارای حفره‌های عمیق و کوه‌های بلند است. جاذبه ماه تنها یک ششم جاذبه زمین است که باعث می‌شود انسان‌ها و اشیاء در آنجا احساس سبکی کنند. همچنین، ماه به دور زمین در مداری بیضوی و به فاصله متوسط ۳۸۴,۴۰۰ کیلومتری در حال چرخش است.

      تأثیر ماه بر زمین

      ماه تأثیرات زیادی بر زمین دارد. یکی از مهم‌ترین این تأثیرات، ایجاد جزر و مد است. جاذبه ماه باعث می‌شود که آب‌های اقیانوس‌ها به سمت آن کشیده شوند و این امر سبب ایجاد جزر و مد در دریاها و اقیانوس‌ها می‌شود. همچنین، ماه به تنظیم حرکت زمین و ثبات محور آن کمک می‌کند که باعث ایجاد شرایط مناسب برای زندگی در زمین می‌شود.

      فرهنگ و ادبیات

      ماه نقش مهمی در ادبیات و فرهنگ‌های مختلف دارد. شاعران و نویسندگان بسیاری در آثار خود به زیبایی و رمزآلودگی ماه اشاره کرده‌اند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، ماه به عنوان یک نماد الهی یا یک موجود فراطبیعی شناخته می‌شود. به عنوان مثال، در فرهنگ ایرانی، ماه به عنوان نماد زیبایی و عشق در شعرها و داستان‌ها به وفور دیده می‌شود.

      نکات جالب درباره ماه

      1. فرایندهای زمین‌شناسی: ماه به عنوان یک ابزار مهم در مطالعات زمین‌شناسی و نجومی شناخته می‌شود. دانشمندان با بررسی سطح ماه، اطلاعات زیادی درباره تاریخ زمین و فرایندهای زمین‌شناسی به دست می‌آورند.

      2. مأموریت‌های فضایی: انسان‌ها برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ با مأموریت آپولو ۱۱ به ماه سفر کردند و نیل آرمسترانگ به عنوان اولین انسانی که روی سطح ماه قدم گذاشت، نامش در تاریخ ثبت شد.

      3. فازهای ماه: ماه دارای فازهای مختلفی است که شامل ماه نو، ربع اول، ماه کامل و ربع آخر می‌شود. این فازها به دلیل تغییر زاویه نور خورشید و موقعیت ماه نسبت به زمین ایجاد می‌شوند.

      4. تأثیر بر رفتار انسان: برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که فازهای مختلف ماه می‌توانند بر رفتار انسان‌ها تأثیر بگذارند، به ویژه در زمینه خواب و خلق و خو.

      گذشته‌ی ساده moon چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده moon در زبان انگلیسی mooned است.

      شکل سوم moon چی میشه؟

      شکل سوم moon در زبان انگلیسی mooned است.

      شکل جمع moon چی میشه؟

      شکل جمع moon در زبان انگلیسی moons است.

      وجه وصفی حال moon چی میشه؟

      وجه وصفی حال moon در زبان انگلیسی mooning است.

      سوم‌شخص مفرد moon چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد moon در زبان انگلیسی moons است.

      ارجاع به لغت moon

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «moon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/moon

      لغات نزدیک moon

      • - mool
      • - moola
      • - moon
      • - moon blindness
      • - moon child
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.