آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مرداد ۱۴۰۵

      Feign

      feɪn feɪn

      گذشته‌ی ساده:

      feigned

      شکل سوم:

      feigned

      سوم‌شخص مفرد:

      feigns

      وجه وصفی حال:

      feigning

      معنی feign | جمله با feign

      verb - transitive C2

      تمارض کردن، به مریضی زدن، به‌ خود بستن، خود را به مشکلی زدن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She feigned herself to be sick.

      او خود را به مریضی زد.

      The professor explained that soldiers sometimes feign illness during drills to avoid front-line assignments, a behavior documented in historical records.

      استاد توضیح داد که سربازان گاهی هنگام تمرین‌ها برای فرار از اعزام به خط مقدم خود را به بیماری می‌زنند؛ رفتاری که در اسناد تاریخی ثبت شده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some employees feign illness to avoid stressful workloads, raising concerns about workplace morale and productivity.

      برخی کارکنان برای فرار از حجم استرس‌زای کار تمارض می‌کنند که نگرانی‌هایی درباره‌ی روحیه و بهره‌وری محل کار ایجاد می‌کند.

      to feign a limp

      خود را به شلی زدن

      verb - intransitive verb - transitive C2

      وانمود کردن، تظاهر کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      She feigned to be asleep.

      وانمود کرد که خواب است.

      Many politicians feign concern for the environment during election campaigns to attract voters.

      بسیاری از سیاست‌مداران در طول کارزارهای انتخاباتی برای جذب رای‌دهندگان، تظاهر به نگرانی نسبت به محیط‌زیست می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      To avoid a confrontation, he feigned ignorance about the policy change.

      برای جلوگیری از درگیری، او درباره‌ی تغییر سیاست تظاهر به ناآگاهی کرد.

      verb - transitive C2

      قدیمی از خود در آوردن، خیال‌بافی کردن

      When studying urban design, architects may feign utopian models of cities in their minds before drafting practical plans.

      هنگام مطالعه‌ی طراحی شهری، معماران ممکن است پیش‌از ترسیم طرح‌های عملی، در ذهن خود مدل‌های آرمانی شهرها را خیال‌بافی کنند.

      Children feign magical adventures under their blankets at bedtime.

      کودکان هنگام خواب زیر پتو ماجراهای جادویی را خیال‌بافی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      To test the emergency plan, staff feigned a fire to evaluate response times.

      برای آزمایش طرح اضطراری، کارکنان وقوع آتش را خیال‌بافی می‌کنند تا زمان‌های پاسخ را ارزیابی کنند.

      verb - transitive C2

      قدیمی داستان ساختن، بهانه آوردن

      She feigned a headache to skip the family dinner.

      او برای فرار از شام خانوادگی، بهانه‌ی سردرد را آورد.

      Some test-takers feign technical problems during online exams to request extra time.

      برخی داوطلبان در آزمون‌های آنلاین برای درخواست وقت اضافی، داستان مشکلات فنی می‌سازند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد feign

      1. verb pretend
        Synonyms:
        act fake play sham simulate affect assume imitate dissemble fabricate invent bluff counterfeit forge dissimulate put on devise stonewall phony up put on act put up a front make show of give appearance of play possum do a bit four-flush imagine
        Antonyms:
        be true
      1. verb to take on or give a false appearance of
        Synonyms:
        affect assume counterfeit fake pretend sham simulate act allege avoid bluff conceal concoct devise put-on disguise dissemble fabricate imagine invent malinger personate pose
      1. verb to contrive and present as genuine
        Synonyms:
        pretend simulate invent counterfeit fake sham fabricate assume affect dissemble
        Antonyms:
        be true
      1. verb to behave affectedly or insincerely or take on a false or misleading appearance of
        Synonyms:
        act counterfeit dissemble fake play-act pose pretend put-on sham simulate
      1. verb to claim or allege insincerely or falsely
        Synonyms:
        pretend profess

      سوال‌های رایج feign

      معنی feign به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی feign در زبان فارسی به «تظاهر کردن»، «وانمود کردن»، یا «ادای چیزی را درآوردن» ترجمه می‌شود.

      فعل feign برای بیان عملی به کار می‌رود که در آن فرد چیزی را به طور مصنوعی یا غیرواقعی نشان می‌دهد، یا رفتاری را تقلید می‌کند که واقعی نیست. به عبارت دیگر، feign یعنی وانمود کردن به داشتن احساس، حالت، بیماری یا وضعیت خاصی در حالی که در واقعیت چنین نیست. این کلمه معمولاً بار معنایی منفی دارد و با هدف فریب، دور زدن یا به دست آوردن مزیت به کار می‌رود.

      در زندگی روزمره، فرد ممکن است برای پنهان کردن حقیقت یا جلوگیری از مواجهه با مشکلی، feign کند. برای مثال، ممکن است کسی feign illness یعنی «تظاهر به بیماری» کند تا از رفتن به محل کار یا مدرسه فرار کند. این نوع رفتار گاه به عنوان یک استراتژی روانی یا اجتماعی شناخته می‌شود که در شرایط خاصی ممکن است رخ دهد.

      در ادبیات و هنر، feign یک ابزار مهم برای توصیف شخصیت‌هایی است که نقاب دروغین بر چهره دارند و واقعیت را پنهان می‌کنند. این واژه کمک می‌کند تا تفاوت بین ظاهر و باطن، یا حقیقت و فریب به شکلی دقیق‌تر نشان داده شود و عمق روانی شخصیت‌ها بهتر بیان شود.

      از لحاظ زبان‌شناسی، feign معمولاً با فعل‌های کمکی و قیدهایی همراه است که ماهیت وانمود کردن را تقویت می‌کنند، مانند feign surprise (تظاهر به تعجب) یا feign ignorance (تظاهر به نادانی). این ترکیبات به بیان حالات مختلفی که ممکن است فرد بخواهد دروغین نشان دهد کمک می‌کنند.

      در روانشناسی، رفتار feign می‌تواند به عنوان نوعی دفاع روانی یا رفتار تطبیقی شناخته شود، که گاهی افراد برای مقابله با فشارهای اجتماعی یا روانی از آن بهره می‌برند. البته این رفتار ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد و به بی‌اعتمادی یا آسیب روابط اجتماعی منجر شود.

      feign واژه‌ای است که بیانگر پیچیدگی‌های رفتار انسانی در مواجهه با واقعیت و جامعه است و استفاده دقیق از آن به درک بهتر تفاوت‌های ظاهری و واقعی کمک می‌کند. این فعل در زبان انگلیسی یکی از کلمات مهم برای بیان مفاهیم فریب، تظاهر و ساختگی بودن است و در گفتار و نوشتار رسمی و غیررسمی کاربرد دارد.

      ارجاع به لغت feign

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «feign» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/feign

      لغات نزدیک feign

      • - feeze
      • - feh
      • - feign
      • - feigned
      • - feijoa
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.