آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آبان ۱۴۰۴

      Feign

      feɪn feɪn

      معنی feign | جمله با feign

      verb - transitive adverb

      وانمود کردن، به‌خود بستن، جعل کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      She feigned herself to be sick.

      او خود را به مریضی زد.

      to feign a limp

      خود را به شلی زدن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She feigned to be asleep.

      وانمود کرد که خواب است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد feign

      1. verb pretend
        Synonyms:
        act fake play sham simulate affect assume imitate dissemble fabricate invent bluff counterfeit forge dissimulate put on devise stonewall phony up put on act put up a front make show of give appearance of play possum do a bit four-flush imagine
        Antonyms:
        be true

      سوال‌های رایج feign

      معنی feign به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی feign در زبان فارسی به «تظاهر کردن»، «وانمود کردن»، یا «ادای چیزی را درآوردن» ترجمه می‌شود.

      فعل feign برای بیان عملی به کار می‌رود که در آن فرد چیزی را به طور مصنوعی یا غیرواقعی نشان می‌دهد، یا رفتاری را تقلید می‌کند که واقعی نیست. به عبارت دیگر، feign یعنی وانمود کردن به داشتن احساس، حالت، بیماری یا وضعیت خاصی در حالی که در واقعیت چنین نیست. این کلمه معمولاً بار معنایی منفی دارد و با هدف فریب، دور زدن یا به دست آوردن مزیت به کار می‌رود.

      در زندگی روزمره، فرد ممکن است برای پنهان کردن حقیقت یا جلوگیری از مواجهه با مشکلی، feign کند. برای مثال، ممکن است کسی feign illness یعنی «تظاهر به بیماری» کند تا از رفتن به محل کار یا مدرسه فرار کند. این نوع رفتار گاه به عنوان یک استراتژی روانی یا اجتماعی شناخته می‌شود که در شرایط خاصی ممکن است رخ دهد.

      در ادبیات و هنر، feign یک ابزار مهم برای توصیف شخصیت‌هایی است که نقاب دروغین بر چهره دارند و واقعیت را پنهان می‌کنند. این واژه کمک می‌کند تا تفاوت بین ظاهر و باطن، یا حقیقت و فریب به شکلی دقیق‌تر نشان داده شود و عمق روانی شخصیت‌ها بهتر بیان شود.

      از لحاظ زبان‌شناسی، feign معمولاً با فعل‌های کمکی و قیدهایی همراه است که ماهیت وانمود کردن را تقویت می‌کنند، مانند feign surprise (تظاهر به تعجب) یا feign ignorance (تظاهر به نادانی). این ترکیبات به بیان حالات مختلفی که ممکن است فرد بخواهد دروغین نشان دهد کمک می‌کنند.

      در روانشناسی، رفتار feign می‌تواند به عنوان نوعی دفاع روانی یا رفتار تطبیقی شناخته شود، که گاهی افراد برای مقابله با فشارهای اجتماعی یا روانی از آن بهره می‌برند. البته این رفتار ممکن است پیامدهای منفی نیز داشته باشد و به بی‌اعتمادی یا آسیب روابط اجتماعی منجر شود.

      feign واژه‌ای است که بیانگر پیچیدگی‌های رفتار انسانی در مواجهه با واقعیت و جامعه است و استفاده دقیق از آن به درک بهتر تفاوت‌های ظاهری و واقعی کمک می‌کند. این فعل در زبان انگلیسی یکی از کلمات مهم برای بیان مفاهیم فریب، تظاهر و ساختگی بودن است و در گفتار و نوشتار رسمی و غیررسمی کاربرد دارد.

      ارجاع به لغت feign

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «feign» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/feign

      لغات نزدیک feign

      • - feeze
      • - feh
      • - feign
      • - feigned
      • - feijoa
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.