فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Feigned

American: ˈfeɪnd British: feɪnd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    جعلی، مصنوعی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد feigned

  1. adjective pretended
    Synonyms: affected, artificial, assumed, counterfeit, fabricated, fake, faked, false, fictitious, imaginary, imagined, imitation, insincere, phony, pretended, pseudo, put-on, sham, simulated, spurious
    Antonyms: genuine, real, sincere

ارجاع به لغت feigned

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «feigned» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/feigned

لغات نزدیک feigned

پیشنهاد بهبود معانی