با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Imaginary

ɪˈmædʒəneri ɪˈmædʒənri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective C1
    انگاشتی، پنداری، وهمی، خیالی، تصوری
    • - an imaginary journey to the depths of the sea
    • - سفر خیالی به اعماق دریاها
    • - His imaginary enemies appeared in his dreams.
    • - دشمنان خیالی او به خوابش می‌آمدند.
    • - All of your fears are imaginary.
    • - همه‌ی ترس‌های شما خیالی است.
    • - imaginary axis
    • - محور مجازی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد imaginary

  1. adjective fictitious, invented
    Synonyms: abstract, apocryphal, apparitional, assumed, chimerical, deceptive, delusive, dreamed-up, dreamlike, dreamy, fabulous, fancied, fanciful, fantastic, fictional, figmental, fool’s paradise, hallucinatory, hypothetical, ideal, illusive, illusory, imaginative, imagined, legendary, made-up, mythological, nonexistent, notional, phantasmal, phantasmic, quixotic, shadowy, spectral, supposed, supposititious, theoretical, trumped up, unreal, unsubstantial, visionary, whimsical
    Antonyms: existing, factual, genuine, physical, real, substantial, true

لغات هم‌خانواده imaginary

ارجاع به لغت imaginary

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «imaginary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/imaginary

لغات نزدیک imaginary

پیشنهاد بهبود معانی