فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Based

beɪst beɪst beɪst beɪst
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم شخص مفرد:

    bases

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective A2
    مستقر، مبنی
    • - Many of the stories are based on rumor.
    • - بسیاری از داستان‌ها بر اساس شایعات هستند.
    • - The play was based on Irish legend.
    • - این نمایش بر اساس یک افسانه‌ی ایرلندی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد based

  1. adjective located
    Synonyms: situated, stationed, planted, established, positioned, occupying, placed

لغات هم‌خانواده based

ارجاع به لغت based

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «based» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/based

لغات نزدیک based

پیشنهاد بهبود معانی