فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Baseless

ˈbeɪsləs ˈbeɪsləs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more baseless
  • صفت عالی:

    most baseless

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective
    بی‌اساس، بی‌مأخذ
    • - baseless claims
    • - ادعاهای بی‌اساس
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد baseless

  1. adjective without substantiation
    Synonyms: bottomless, flimsy, foundationless, gratuitous, groundless, reasonless, unconfirmed, uncorroborated, unfounded, ungrounded, unjustifiable, unjustified, unsubstantiated, unsupported, untenable, unwarranted
    Antonyms: based

لغات هم‌خانواده baseless

ارجاع به لغت baseless

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «baseless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/baseless

لغات نزدیک baseless

پیشنهاد بهبود معانی