آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ خرداد ۱۴۰۴

      Stable

      ˈsteɪbl ˈsteɪbl

      گذشته‌ی ساده:

      stabled

      شکل سوم:

      stabled

      وجه وصفی حال:

      stabling

      شکل جمع:

      stables

      صفت تفضیلی:

      stabler

      صفت عالی:

      stablest

      معنی stable | جمله با stable

      adjective C1

      محکم، مستحکم (از نظر فیزیکی)، ثابت (کار و غیره)، پایدار (وضعیت و غیره)

      a bridge that is built on stable foundations

      پلی که بر پایه‌ی محکم بنا شده است

      His dream has always been to find a stable job.

      رؤیای او همیشه یافتن شغل ثابت بوده است.

      adjective C1

      سالم (شخص) (از نظر ذهنی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      My husband seems more stable these days.

      شوهرم این روزها سالم‌تر به نظر می‌رسد.

      A stable individual can handle stress.

      شخص سالم می‌تواند استرس را کنترل کند.

      adjective

      شیمی پایدار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The stable compound remained unaltered throughout the experiment.

      این ترکیب پایدار در طول آزمایش بدون تغییر باقی ماند.

      The chemist synthesized a stable molecule.

      شیمی‌دان مولکول پایدار را سنتز کرد.

      noun countable C1

      اصطبل، ستورگاه

      The stable was clean.

      اصطبل تمیز بود.

      The stable had room for ten horses.

      اصطبل برای ده اسب جا داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The stable was located next to the pasture.

      ستورگاه در کنار چراگاه قرار داشت.

      noun

      اسب‌های اصطبل

      Owners spared no expense in training their stable.

      مالکان از هیچ هزینه‌ای برای آموزش اسب‌های اصطبل خود دریغ نمی‌کردند.

      The stable lined up at the starting gate.

      اسب‌های اصطبل در دریچه‌ی شروع صف‌آرایی کرد.

      noun countable

      مجازی گروه، دسته (از افرادی که فعالیت مشابهی را انجام می‌دهند)

      The stable of actors in this production is incredibly talented.

      گروه بازیگران این اثر فوق‌العاده بااستعداد هستند.

      The circus trainer gathered his stable of talented acrobats for a performance.

      مربی سیرک دسته‌ی آکروبات‌های بااستعداد خود را برای اجرا جمع کرد.

      verb - transitive

      در اصطبل نگه داشتن، در اصطبل گذاشتن

      I stable my horse every night.

      اسبم را هر شب در اصطبل نگه می‌دارم.

      Can you help me stable the new horse?

      آیا می‌توانید به من کمک کنید اسب جدید را در اصطبل بگذارم؟

      adjective

      اقتصاد سیاست باثبات (کشور و اقتصاد و غیره)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      Businesses thrive in a stable economy.

      کسب‌وکارها در اقتصاد باثبات رونق می‌گیرند.

      The citizens of a stable country enjoy peace and security.

      شهروندان کشور باثبات از آرامش و امنیت برخوردارند.

      adjective

      اقتصاد باثبات (برای اشاره به قیمت و نرخ که تغییر زیادی نداشته باشند)

      The real estate market experienced stable prices for the past year.

      بازار املاک و مستغلات در سال گذشته قیمت‌های باثبات را تجربه کرد.

      Homebuyers are looking for mortgages with stable rates.

      خریداران مسکن به دنبال وام مسکن با نرخ باثبات هستند.

      verb - intransitive

      در اصطبل بودن (اسب و غیره)، ساکن شدن (در جایی شبیه اصطبل)

      The horses stabled during the storm.

      اسب‌ها در طول طوفان در اصطبل بودند.

      After a long journey, the weary travelers stabled in an inn for the night.

      پس از سفر طولانی، مسافران خسته در مسافرخانه ساکن شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stable

      1. adjective constant, fixed; resistant
        Synonyms:
        fixed firm steady strong durable lasting sound secure safe established reliable permanent resolute fast solid stout tough staunch deep-rooted unwavering immovable anchored unvarying abiding immutable enduring steadfast substantial sure sturdy unalterable unchangeable even balanced poised uniform equable immovable set together stationary perdurable well-founded well-built solid as a rock stalwart brick-wall nailed set in stone staying put stabile unfluctuating
        Antonyms:
        unstable shaky inconstant wobbly unfixed

      سوال‌های رایج stable

      stable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی stable در زبان انگلیسی به معنای «با‌ثبات»، «پایدار»، یا «ثابت» است و در زمینه‌های مختلفی به کار می‌رود، از جمله وضعیت روانی، شرایط اقتصادی، وضعیت فیزیکی اشیاء یا حتی مکان نگهداری حیوانات (اصطبل). این واژه از نظر معنایی طیف گسترده‌ای دارد، اما در همه‌ی موارد مفهومی از تعادل، دوام، و اطمینان در آن نهفته است.

      در حوزه‌ی روانی یا رفتاری، stable به شخصی اشاره دارد که از نظر احساسی و ذهنی در وضعیت متعادلی قرار دارد. فرد stable معمولاً در برابر فشارها، نوسانات احساسی یا بحران‌های بیرونی واکنش‌های سنجیده و متعادل از خود نشان می‌دهد. چنین فردی تصمیم‌گیری‌های منطقی‌تری دارد، اعتماد دیگران را بیشتر جلب می‌کند و می‌تواند در نقش‌های مهم مانند والد، رهبر یا شریک زندگی مؤثرتر ظاهر شود.

      در علوم فیزیکی و مهندسی، یک جسم stable آن است که در برابر نیروهای خارجی دچار واژگونی یا تغییر وضعیت نمی‌شود. برای مثال، اگر پلی پایدار نباشد، ممکن است با لرزش یا فشار دچار ریزش شود. در این کاربرد، مفهوم stability به معنای مقاومت در برابر تغییر و حفظ حالت تعادل است. همین مفهوم به‌طور استعاری نیز در زندگی به کار می‌رود: وقتی می‌گوییم یک شغل stable است، یعنی امنیت شغلی دارد، درآمد آن قابل پیش‌بینی است و فرد می‌تواند بر آن برای آینده حساب کند.

      در اقتصاد، economic stability یا ثبات اقتصادی به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن قیمت‌ها، نرخ تورم، بیکاری و رشد اقتصادی در حالتی متعادل و قابل پیش‌بینی قرار دارند. ثبات اقتصادی یکی از شاخصه‌های کلیدی توسعه‌ی پایدار است، زیرا زمینه‌ساز اعتماد عمومی، افزایش سرمایه‌گذاری و کاهش آسیب‌پذیری جامعه در برابر بحران‌ها می‌شود. زمانی که کشوری از نظر اقتصادی stable باشد، رفاه اجتماعی و سیاسی نیز افزایش پیدا می‌کند.

      در دنیای تکنولوژی و نرم‌افزار، نسخه‌ی stable از یک برنامه، آن نسخه‌ای است که پس از مراحل آزمایشی منتشر می‌شود و از نظر عملکرد، کمترین خطا و بیشترین قابلیت اطمینان را دارد. کاربران عموماً نسخه‌ی stable را به نسخه‌های بتا ترجیح می‌دهند، چراکه ریسک پایین‌تری دارد و پیش‌بینی‌پذیرتر است. این کاربرد نشان می‌دهد که stability در فناوری هم به معنای اعتماد و عملکرد قابل اطمینان است.

      همچنین نباید فراموش کرد که در معنای اولیه و فیزیکی، واژه‌ی stable به معنای «اصطبل» یا محل نگهداری اسب و دیگر حیوانات اهلی نیز هست. این کاربرد که ریشه‌ی تاریخی و کشاورزی دارد، امروزه بیشتر در ادبیات یا در محیط‌های روستایی استفاده می‌شود. در اینجا هم مفهوم پناه، امنیت و نظم نهفته در واژه قابل مشاهده است.

      واژه‌ی stable مفهومی کلیدی در زبان و زندگی روزمره دارد که نشانه‌ای از تعادل، پایداری و اطمینان است. چه در رفتار انسان، چه در وضعیت اقتصادی، و چه در ساختارهای فنی، stability چیزی است که جوامع و افراد همواره در جستجوی آن‌اند، زیرا بدون آن، رشد، آرامش و پیشرفت عملاً ناممکن می‌شود.

      گذشته‌ی ساده stable چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده stable در زبان انگلیسی stabled است.

      شکل سوم stable چی میشه؟

      شکل سوم stable در زبان انگلیسی stabled است.

      شکل جمع stable چی میشه؟

      شکل جمع stable در زبان انگلیسی stables است.

      وجه وصفی حال stable چی میشه؟

      وجه وصفی حال stable در زبان انگلیسی stabling است.

      صفت تفضیلی stable چی میشه؟

      صفت تفضیلی stable در زبان انگلیسی stabler است.

      صفت عالی stable چی میشه؟

      صفت عالی stable در زبان انگلیسی stablest است.

      ارجاع به لغت stable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stable

      لغات نزدیک stable

      • - stabilize
      • - stabilizer
      • - stable
      • - Stable environment
      • - stable home
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mistletoe moccasin mockery modular more often than not move off move up the ladder much ado about nothing multiculturalism munich muralist mustn't naples nappa neat and tidy نعمت‌الله نوازش کردن ها واقعیت توری پاکستان پرده‌کرکره پزشک خانواده پزشک قانونی پلاک خودرو چیست کاغذروغنی کت‌وشلوار زنانه کره‌ی زمین کرواسی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.