شکل جمع:
stoutsصفت تفضیلی:
stouterصفت عالی:
stoutestچاق، درشتاندام، توپُر، گنده، قویبُنیه، قویهیکل، تنومند
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
a big stout woman with swollen hands
یک زن گنده و چاق با دستهای بادکرده
a bunch of stout athletes
گروهی ورزشکار قویهیکل
محکم، ضخیم، کلفت، قوی، ستبر، سفت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The castle had stout stone walls that withstood the siege.
قلعه دیوارهای سنگی محکمی داشت که در برابر محاصره مقاومت کردند.
The blacksmith forged a stout iron bar.
آهنگر میلهی آهنی کلفتی ساخت.
a stout wall
دیوار محکم
a stout wind
یک باد قوی
ادبی دلیر، جسور، شجاع، بیباک، بااراده، باشهامت
He proved himself stout in battle.
او نشان داد که در نبرد بیباک است.
The stout knight rode into battle without fear.
شوالیهی دلیر بیهراس به میدان جنگ شتافت.
The stout captain inspired the crew during the storm.
کاپیتانِ شجاع در طول طوفان خدمه را دلگرم کرد.
آبجوی سیاه، آبجوی بلک
He ordered a stout at the pub.
او در میخانه یک آبجوی سیاه سفارش داد.
We sampled three different stouts at the brewery.
در کارخانهی آبجو، سه نوع آبجوی سیاه را چشیدیم.
A cold stout is perfect on a rainy day.
یک آبجوی بلک سرد برای روز بارانی عالی است.
ثابتقدم، مصمم، سرسخت
a stout foe of liberalism
دشمن سرسخت لیبرالیسم
Despite the setbacks, he remained stout in his resolve.
باوجود شکستها، او در عزمش ثابتقدم ماند.
The stout leader refused to compromise on the core issues.
رهبر مصمم از مصالحه بر سر مسائل اصلی خودداری کرد.
شکل جمع stout در زبان انگلیسی stouts است.
صفت تفضیلی stout در زبان انگلیسی stouter است.
صفت عالی stout در زبان انگلیسی stoutest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stout» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stout