آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ تیر ۱۴۰۴

      Skinny

      ˈskɪni ˈskɪni

      شکل جمع:

      skinnies

      صفت تفضیلی:

      skinnier

      صفت عالی:

      skinniest

      معنی skinny | جمله با skinny

      adjective

      لاغر، نحیف، استخوانی، پوست‌واستخوان، پوستی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      a skinny woman

      زنی لاغر

      The skinny boy struggled to lift the heavy box by himself.

      پسر نحیف سعی کرد جعبه‌ی سنگین را به تنهایی بلند کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد skinny

      1. adjective very thin
        Synonyms:
        thin lean slender scrawny skin-and-bone underweight lanky gaunt bony emaciated spare lank malnourished rawboned undernourished angular skeletal scraggy twiggy like a rail
        Antonyms:
        fat heavy chubby plump overweight thick

      سوال‌های رایج skinny

      معنی skinny به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Skinny» در زبان فارسی به «لاغر» یا «باریک» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی لاغر معمولاً برای توصیف فردی استفاده می‌شود که وزن بدنش نسبت به قدش کم باشد و چربی بدن کمی داشته باشد. این حالت می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ساختار بدنی ظریف و باریک باشد، اما لاغری در برخی موارد ممکن است همراه با کمبود تغذیه یا مشکلات سلامتی نیز باشد. بنابراین، لاغر بودن می‌تواند هم به صورت مثبت و هم منفی برداشت شود، بسته به شرایط و دیدگاه افراد.

      در زندگی روزمره، skinny معمولاً به ظاهر فیزیکی اشاره دارد و توصیف افرادی است که بدنشان باریک و کشیده است. در فرهنگ‌های مختلف، لاغری گاهی به عنوان یک معیار زیبایی شناخته می‌شود و افراد تلاش می‌کنند با ورزش و رژیم غذایی به این شکل بدن برسند. اما توجه به سلامت و تناسب اندام مهم‌تر از صرفاً لاغر بودن است.

      در مد و پوشاک، skinny به نوعی مدل لباس یا شلوار اشاره دارد که بسیار چسبان و باریک است، مانند «شلوار جین اسکینی» که به طور دقیق دور پا را می‌پوشاند. این سبک لباس‌پوشیدن معمولاً برای برجسته کردن خطوط بدن و ایجاد ظاهری باریک‌تر استفاده می‌شود و در بین جوانان و طرفداران مد محبوبیت دارد.

      از نظر سلامت و پزشکی، skinny بودن بیش از حد ممکن است به مشکلاتی مانند ضعف سیستم ایمنی، کاهش انرژی، و کمبود مواد مغذی منجر شود. پزشکان توصیه می‌کنند که افراد به جای تمرکز صرف بر لاغری، سلامت کلی بدن خود را مد نظر قرار دهند و وزن متناسب با قد و ساختار بدنی را حفظ کنند. در برخی موارد، لاغری شدید می‌تواند نشانه‌ای از بیماری‌های زمینه‌ای باشد که نیاز به بررسی پزشکی دارد.

      کلمه‌ی skinny نمایانگر ویژگی فیزیکی خاصی است که می‌تواند بسته به زمینه و دیدگاه، مثبت یا منفی تعبیر شود. توجه به تعادل و سلامت بدن مهم‌ترین نکته در بحث لاغری است که باید همیشه مد نظر قرار گیرد.

      شکل جمع skinny چی میشه؟

      شکل جمع skinny در زبان انگلیسی skinnies است.

      صفت تفضیلی skinny چی میشه؟

      صفت تفضیلی skinny در زبان انگلیسی skinnier است.

      صفت عالی skinny چی میشه؟

      صفت عالی skinny در زبان انگلیسی skinniest است.

      ارجاع به لغت skinny

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «skinny» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/skinny

      لغات نزدیک skinny

      • - skinner
      • - skinner box
      • - skinny
      • - skinny person
      • - skinny-dip
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.