آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

      Take Apart

      teɪk əˈpɑːrt teɪk əˈpɑːt

      گذشته‌ی ساده:

      took apart

      شکل سوم:

      taken apart

      سوم‌شخص مفرد:

      takes apart

      وجه وصفی حال:

      taking apart

      معنی take apart | جمله با take apart

      phrasal verb verb - transitive B1

      جدا کردن، تکه‌تکه کردن، از هم باز کردن، تجزیه کردن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Researchers often need to take apart complex molecular structures to understand their individual components and functions.

      محققان اغلب نیاز دارند ساختارهای مولکولی پیچیده را تجزیه کنند تا اجزای منفرد و عملکردهای آن‌ها را درک کنند.

      I had to take apart the old bicycle to replace the rusty chain.

      مجبور شدم دوچرخه‌ی قدیمی را از هم باز کنم تا زنجیر زنگ‌زده را عوض کنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      During the lecture, the professor demonstrated how to take apart a computer hard drive to retrieve data from a damaged unit.

      در طول سخنرانی، استاد نشان داد چگونه یک هارد دیسک کامپیوتر را جدا کنیم تا داده‌ها را از یک واحد آسیب‌دیده بازیابی کنیم.

      phrasal verb informal B2

      انگلیسی بریتانیایی ورزش به‌راحتی شکست دادن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      Our team was playing exceptionally well and managed to take apart the competition in the final match.

      تیم ما به‌طور استثنایی خوب بازی می‌کرد و موفق شد حریف را در بازی نهایی به‌راحتی شکست دهد.

      During the archaeological excavation, the team's innovative techniques allowed them to quickly take apart the long-held misconceptions about the ancient civilization's agricultural practices.

      در طول حفاری باستان‌شناسی، تکنیک‌های نوآورانه تیم به آن‌ها اجازه داد تا به‌سرعت تصورات غلط دیرینه درباره‌ی شیوه‌های کشاورزی تمدن باستانی را به‌راحتی شکست دهند.

      phrasal verb verb - transitive informal C1

      به‌شدت انتقاد کردن، زیر سوال بردن

      The lawyer's cross-examination was so thorough that it effectively took apart the witness's testimony.

      بازجویی متقابل وکیل آنقدر کامل بود که عملاً شهادت شاهد را زیر سوال برد.

      In this essay, I will take apart the arguments for and against increased government regulation of artificial intelligence, examining their logical coherence and empirical support.

      در این مقاله، من استدلال‌های موافق و مخالف افزایش مقررات دولتی در مورد هوش مصنوعی را به‌شدت مورد انتقاد قرار خواهم داد و انسجام منطقی و پشتیبانی تجربی آن‌ها را بررسی خواهم کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت take apart

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «take apart» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/take-apart

      لغات نزدیک take apart

      • - take an observation
      • - take an overdose
      • - take apart
      • - take aside
      • - take away
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      sustenance broker evergreen derby undifferentiated charismatic houndstooth sadden spike subheading dig airsick dive dink nystagmus دارکوب سحرخیز سربلند محسوب افشا شدن خاویار کرم ضد آفتاب انکار افتراق بعید پایندگی تراکتور ترسو نازی ورد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.