آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ مهر ۱۴۰۵

      Absorbed

      əbˈzɔːrbd əbˈzɔːbd

      سوم‌شخص مفرد:

      absorbs

      وجه وصفی حال:

      absorbing

      صفت تفضیلی:

      more absorbed

      صفت عالی:

      most absorbed

      معنی absorbed | جمله با absorbed

      adjective B2

      مجذوب، درگیر، مشغول، غرق (در چیزی)

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      She was so absorbed in her book that she didn't hear the doorbell ring.

      او آن‌قدر غرق در کتابش بود که صدای زنگ در را نشنید.

      The children were completely absorbed in building their sandcastle on the beach.

      بچه‌ها کاملاً مشغول ساختن قلعه‌ی شنی خود در ساحل بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Many students find themselves absorbed in extracurricular activities, which can sometimes impact their academic performance.

      بسیاری از دانشجویان خود را مجذوب فعالیت‌های فوق برنامه می‌یابند که گاهی اوقات می‌تواند بر عملکرد تحصیلی آن‌ها تأثیر بگذارد.

      absorbed in studying

      غرق در مطالعه

      ‫زمان گذشته‬ و ‫شکل سوم فعل‬ absorb

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The sponge quickly absorbed all the spilled water.

      اسفنج به‌سرعت تمام آب ریخته‌شده را جذب کرد.

      Urban planning strategies are crucial to absorb the impact of rapid population growth on infrastructure.

      استراتژی‌های برنامه‌ریزی شهری برای جذب تأثیر رشد سریع جمعیت بر زیرساخت‌ها حیاتی هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company needs to absorb the costs associated with the recent product recall to maintain customer trust.

      شرکت باید هزینه‌های مرتبط با فراخوان اخیر محصول را جذب کند تا اعتماد مشتری را حفظ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد absorbed

      1. adjective being completely occupied mentally
        Synonyms:
        preoccupied involved engrossed immersed captivated fascinated intent rapt lost fixed consumed wrapped up engaged held deep in thought gone head over heels really into up to here
        Antonyms:
        distracted indifferent uninterested bored disinterested
      1. adjective occupied mentally
        Synonyms:
        intent engrossed rapt preoccupied immersed deep captive involved enwrapped riveted wrapped
        Antonyms:
        disinterested indifferent uninterested distracted bored
      1. verb take in, also metaphorically
        Synonyms:
        imbibed drawn ingested grasped assimilated digested learnt sensed sucked
        Antonyms:
        misunderstood
      1. verb devote (oneself) fully to
        Synonyms:
        swallowed imbibed ingested incorporated immersed engulfed engrossed embodied united soaked appropriated permeated overwhelmed digested intercepted occupied plunged occluded consumed monopolized received blotted enwrapped assimilated engaged combined steeped drunk
        Antonyms:
        emitted spewed expelled dissipated dispersed ejected exuded vomited discharged
      1. verb consume all of one's attention or time
        Synonyms:
        occupied engaged engrossed monopolized immersed consumed employed
        Antonyms:
        distracted
      1. adjective soaked up
        Synonyms:
        assimilated taken in taken into taken up soaked up swallowed up consumed lost drunk imbibed dissolved fused united vaporized incorporated into amalgamated interfused impregnated into digested
        Antonyms:
        removed unassimilated unconsumed

      Collocations

      absorbed in a book

      غرق در کتاب

      سوال‌های رایج absorbed

      وجه وصفی حال absorbed چی میشه؟

      وجه وصفی حال absorbed در زبان انگلیسی absorbing است.

      سوم‌شخص مفرد absorbed چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد absorbed در زبان انگلیسی absorbs است.

      صفت تفضیلی absorbed چی میشه؟

      صفت تفضیلی absorbed در زبان انگلیسی more absorbed است.

      صفت عالی absorbed چی میشه؟

      صفت عالی absorbed در زبان انگلیسی most absorbed است.

      ارجاع به لغت absorbed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «absorbed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/absorbed

      لغات نزدیک absorbed

      • - absorb
      • - absorbant
      • - absorbed
      • - absorbed in a book
      • - absorbency
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fig grapefruit greenheart guaiac gum tree haematoxylon honeylocust huckleberry inkwood jaborandi judas tree kumquat laburnum lantern tree lemon لابه‌گر لخت کردن لیگ لیگ برتر متضاد کردن متعلق مداد ابرو مرزی هشت همپوده‌ی برگ هم‌سنخ هم‌رنگی هوازی هیوا داریوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.