آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Lost

      lɒːst lɒst

      مصدر:

      lose

      شکل سوم:

      lost

      سوم‌شخص مفرد:

      loses

      وجه وصفی حال:

      losing

      صفت تفضیلی:

      more lost

      صفت عالی:

      most lost

      معنی lost | جمله با lost

      adjective A2

      زمان گذشته ساده فعل Lose

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      adjective

      قسمت سوم فعل Lose

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      the lost Joseph...

      یوسف گم‌گشته ...

      Your lost watch was found.

      ساعت گمشده‌ی شما پیدا شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the book "Paradise Lost" by Milton

      کتاب «بهشت گمشده» اثر میلتون

      a lost child

      کودک گمشده

      a lost dog

      سگ گمشده

      The boat and all its men were lost at sea.

      کشتی و همه‌ی سرنشینان آن در دریا تباه شدند.

      lost hours

      اوقات تلف‌شده

      lost opportunity

      فرصت ازدست‌رفته

      lost honor

      شرافت ازدست‌رفته

      a lost memory

      خاطره‌ی زدوده‌شده

      a lost race

      مسابقه‌ی باخته

      a lost battle

      نبرد همراه با شکست

      lost in the crowd

      ناپیدا در جمعیت

      The plane was soon lost in the distance.

      در فاصله‌ی دور هواپیما به‌زودی ناپدید شد.

      She felt lost on the first day on the job.

      در روز اول اشتغال به کار احساس سردرگمی می‌کرد.

      I am lost without my glasses.

      بدون عینک من بیچاره‌ام.

      a lost soul

      روح دچار ضلالت

      a lost art

      هنر فراموش‌شده

      He was lost in thought.

      او غرق در تفکر بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lost

      1. adjective missing, off-track
        Synonyms:
        absent gone lacking without misplaced adrift astray off-track vanished disappeared strayed wayward wandering off-course at sea mislaid hidden invisible nowhere to be found obscured cast away missed forfeit forfeited irrecoverable irretrievable down the drain out the window unredeemed irrevocable fallen between cracks kiss goodbye disoriented
        Antonyms:
        found successful winning accomplishing
      1. adjective extinct, destroyed
        Synonyms:
        dead gone past destroyed obsolete forgotten ruined wasted demolished obliterated perished wrecked annihilated devastated exterminated wiped out abolished eradicated lapsed bygone consumed dissipated frittered misspent misused out-of-date squandered unremembered
        Antonyms:
        living alive existing existent
      1. adjective distracted, dreaming
        Synonyms:
        dreaming absentminded preoccupied absorbed engrossed abstracted rapt entranced musing dreamy feeble ignorant bewildered perplexed absent taken up spellbound faraway bemused going in circles taken in inconscient unconscious wasted distrait
        Antonyms:
        aware attentive cognizant

      Idioms

      get lost!

      (عامیانه) گمشو! برو!

      lost in

      غرق در (چیزی)، مجذوب (چیزی)

      lost on

      بی‌اثر (بر چیزی)، بی‌فایده

      lost to

      1- بی‌توجه نسبت به، عاری از حساسیت نسبت به، بی‌خیال (در مورد چیزی) 2- دور از دسترس، نامهیا

      لغات هم‌خانواده lost

      noun
      loser, loss
      adjective
      lost
      verb - transitive
      lose

      سوال‌های رایج lost

      شکل سوم lost چی میشه؟

      شکل سوم lost در زبان انگلیسی lost است.

      وجه وصفی حال lost چی میشه؟

      وجه وصفی حال lost در زبان انگلیسی losing است.

      سوم‌شخص مفرد lost چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد lost در زبان انگلیسی loses است.

      صفت تفضیلی lost چی میشه؟

      صفت تفضیلی lost در زبان انگلیسی more lost است.

      صفت عالی lost چی میشه؟

      صفت عالی lost در زبان انگلیسی most lost است.

      ارجاع به لغت lost

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lost» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lost

      لغات نزدیک lost

      • - losse jointed
      • - lossy
      • - lost
      • - lost cause
      • - Lost Generation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.