آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ تیر ۱۴۰۵

      Obsessed

      əbˈsest əbˈsest

      معنی obsessed | جمله با obsessed

      adjective B2

      وسواسی، افراطی، غرق در فکر، مشغول، گرفتار

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Why are people so obsessed with money?

      چرا مردم آن‌قدر غرق در فکر پول‌اند؟

      She became obsessed with perfection in her work.

      او در کار خود، گرفتار کمال‌گرایی شد.

      adjective

      شیفته، عاشق، خواهان، مجذوب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Many fans are obsessed with their favorite celebrities.

      بسیاری از طرفداران شیفته‌ی ستاره‌های محبوب خود هستند.

      I'm obsessed with learning new languages.

      من خواهان یادگیری زبان‌های جدید هستم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Gatsby the obsessed lover

      گتسبی عاشق دلباخته

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد obsessed

      1. adjective consumed, driven about belief, desire
        Synonyms:
        preoccupied engrossed gripped captivated dominated controlled haunted possessed troubled plagued harassed tormented infatuated hooked fixated immersed in wrapped up in into taken over tied up seized held dogged beset bewitched wound up with driven up to here in turned on have on the brain hung up on really into eat sleep and breathe bedeviled fiendish prepossessed
        Antonyms:
        unconcerned indifferent

      سوال‌های رایج obsessed

      معنی obsessed به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «obsessed» در زبان فارسی به «وسواسی»، «مشغول ذهنی» یا «شیفته‌ی بیش از حد» ترجمه می‌شود.

      این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد به طرز افراطی و بی‌وقفه‌ای به چیزی فکر می‌کند، به آن علاقه دارد یا نسبت به آن دلبستگی شدید پیدا کرده است. «obsessed» معمولاً بار منفی دارد و نشان می‌دهد که تمرکز فرد روی یک موضوع خاص به حدی است که ممکن است زندگی روزمره، تصمیم‌گیری‌ها و روابط او را تحت تأثیر قرار دهد.

      از منظر روان‌شناسی، افراد obsessed غالباً نمی‌توانند افکار مربوط به موضوع یا شخص خاص را از ذهن خود دور کنند و این افکار به صورت مداوم و گاهی مزاحم وارد فرآیندهای فکری آن‌ها می‌شوند. این حالت می‌تواند شامل علاقه‌ی شدید به یک فرد، یک فعالیت، یک شیء یا حتی یک ایده باشد. در بسیاری از موارد، وسواس یا اشتیاق افراطی باعث می‌شود فرد نسبت به سایر جنبه‌های زندگی کمتر توجه داشته باشد و انرژی ذهنی خود را متمرکز بر موضوع مورد علاقه کند.

      در زندگی روزمره، واژه‌ی obsessed برای توصیف علاقه‌های شدید و گاه غیرمنطقی افراد به کار می‌رود. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «She’s obsessed with her phone» یعنی «او وسواسی نسبت به تلفن همراهش دارد»، نشان‌دهنده‌ی توجه مداوم و غیرعادی فرد به یک شیء خاص است. این کاربرد معمولاً در مکالمه‌ی روزمره برای اشاره به علاقه‌های شدید و گاهی بیش از حد به کار می‌رود و بار معنایی هشداردهنده یا طنزآمیز نیز می‌تواند داشته باشد.

      در فرهنگ عامه و رسانه‌ها، obsessed اغلب برای توصیف شخصیت‌های داستانی یا افراد مشهور به کار می‌رود که نسبت به چیزی یا کسی دچار دلبستگی شدید و گاه خطرناک شده‌اند. این کاربرد ادبی و سینمایی نشان می‌دهد که obsessed نه تنها یک ویژگی شخصیتی است، بلکه می‌تواند نقطه‌ی شروعی برای روایت داستان، ایجاد تعلیق و تحلیل رفتارهای انسانی باشد.

      از نظر زبانی، obsessed یک صفت است که معمولاً با حرف اضافه‌ی with همراه می‌شود تا موضوع وسواس یا اشتیاق مشخص شود، مانند «obsessed with success» («وسواسی نسبت به موفقیت»). این ساختار نشان می‌دهد که واژه به راحتی می‌تواند در موقعیت‌های مختلف، از توصیف شخصی گرفته تا تحلیل روان‌شناختی یا نقد اجتماعی، به کار رود. obsessed یک اصطلاح انعطاف‌پذیر است که تمرکز شدید، علاقه‌ی افراطی و گاهی وسواس فکری را به شکل واضح و مؤثر منتقل می‌کند.

      ارجاع به لغت obsessed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «obsessed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/obsessed

      لغات نزدیک obsessed

      • - observer
      • - obsess
      • - obsessed
      • - obsession
      • - obsessionally
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.