آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ اسفند ۱۴۰۳

      Obsess

      əbˈses əbˈses

      گذشته‌ی ساده:

      obsessed

      شکل سوم:

      obsessed

      سوم‌شخص مفرد:

      obsesses

      وجه وصفی حال:

      obsessing

      معنی obsess | جمله با obsess

      verb - intransitive verb - transitive C1

      وسواس داشتن، مشغول کردن ذهن، دیوانه‌ی چیزی بودن، عقده داشتن، مدام به چیزی فکر کردن، درگیر چیزی بودن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Fear of death had obsessed her.

      ترس از مرگ فکر او را مشغول کرده بود.

      I try not to obsess about things I can't control.

      سعی می‌کنم فکرم را به چیزهایی که نمی‌توانم کنترل کنم، مشغول نکنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He tends to obsess over minor details in his work.

      او معمولاً بر جزئیات کوچک در کارش وسواس دارد.

      He is obsessed with money.

      فکر و ذکرش پول است.

      I can't help but obsess about my past mistakes.

      نمی‌توانم از فکر کردن به اشتباهات گذشته‌ام دست بکشم.

      The artist obsessing over details produced a masterpiece.

      هنرمندی که روی جزئیات وسواس داشت، شاهکاری خلق کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد obsess

      1. verb preoccupy
        Synonyms:
        consume dominate engross grip possess hold haunt infatuate harass beset torment

      لغات هم‌خانواده obsess

      noun
      obsession
      adjective
      obsessive
      verb - transitive
      obsess
      verb - intransitive
      obsess
      adverb
      obsessively, obsessionally

      سوال‌های رایج obsess

      گذشته‌ی ساده obsess چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده obsess در زبان انگلیسی obsessed است.

      شکل سوم obsess چی میشه؟

      شکل سوم obsess در زبان انگلیسی obsessed است.

      وجه وصفی حال obsess چی میشه؟

      وجه وصفی حال obsess در زبان انگلیسی obsessing است.

      سوم‌شخص مفرد obsess چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد obsess در زبان انگلیسی obsesses است.

      ارجاع به لغت obsess

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «obsess» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/obsess

      لغات نزدیک obsess

      • - observe the law
      • - observer
      • - obsess
      • - obsessed
      • - obsession
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.