دلمشغول، دلبسته، در فکر، قفلی، متمرکز
Despite the compelling evidence presented, the research team remained fixated on their initial hypothesis, overlooking alternative explanations.
باوجود شواهد قانعکنندهای که ارائه شد، تیم تحقیقاتی همچنان بر فرضیهی اولیهی خود متمرکز بود و توضیحات جایگزین را نادیده گرفت.
Many businesses become fixated on short-term profits, neglecting the importance of long-term investment in research and development.
بسیاری از کسبوکارها بر سودهای کوتاهمدت قفلی میشوند و اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در تحقیق و توسعه را نادیده میگیرند.
The urban planner was fixated on developing sustainable transport solutions, often discussing their long-term environmental benefits in great detail.
برنامهریز شهری در فکر توسعهی راهحلهای حملونقل پایدار بود و اغلب مزایای زیستمحیطی بلندمدت آنها را با جزئیات زیاد مورد بحث قرار میداد.
متوقفشده، تثبیتشده، چسبیده، گیرکرده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Despite the evolving market trends, the company remained fixated on its outdated production methods, leading to a significant decline in profitability.
علیرغم روندهای روبهتغییر بازار، شرکت بر روشهای تولید منسوخ خود گیرکرده بود که منجر به کاهش قابل توجهی در سودآوری شد.
The urban planning committee faced challenges as public opinion was fixated on preserving the historical district, resisting modern development proposals.
کمیتهی برنامهریزی شهری با چالشهایی روبهرو شد؛ زیرا افکار عمومی بر حفظ منطقهی تاریخی تثبیتشده مانده بود و در برابر پیشنهادات توسعهی مدرن مقاومت میکرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fixated» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fixated