آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

      Wife

      waɪf waɪf

      شکل جمع:

      wives

      معنی wife | جمله با wife

      noun countable A1

      زن، همسر، خانم، زوجه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      He introduced his wife to all of his colleagues.

      او همسرش را به همه‌ی همکارانش معرفی کرد.

      Masood's wife is German.

      همسر مسعود آلمانی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      my brother's wife

      خانم برادرم

      noun countable informal B2

      قدیمی زن، خانم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The wife waited at the door.

      زن کنار در منتظر بود.

      The wife held her child's hand.

      آن خانم دست فرزندش را گرفت.

      noun countable

      زن (‫زنی که در مقام و موقعیت مشخصی مشغول‌به‌کار است‬) (به‌صورت ترکیبی می‌آید)

      midwife

      ماما (زنی که که حرفه‌اش کمک به زنان در دوران بارداری، زایمان و پس‌از آن است)

      fishwife

      زن ماهی‌فروش

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wife

      1. noun bride
        Synonyms:
        married woman consort helpmate helpmeet spouse mate lady dame madam matron squaw bride marrow companion housewife better half the missis frau the little woman wifey ball and chain the old lady marry wed espouse missus partner uxor uxorial
        Antonyms:
        husband widow spinster old maid

      Collocations

      husband and wife

      زن و شوهر، زوج

      estranged wife

      زن جدا شده (زنی که دیگر با شوهرش زندگی نمی کند)

      ex-wife

      زن سابق

      late wife

      همسر مرحوم

      Idioms

      take to wife

      زن گرفتن، ازدواج کردن، به زنی گرفتن

      be tied to one's wife's apron strings

      سخت تحت فرمان زن خود بودن

      سوال‌های رایج wife

      شکل جمع wife چی میشه؟

      شکل جمع wife در زبان انگلیسی wives است.

      ارجاع به لغت wife

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wife» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wife

      لغات نزدیک wife

      • - wienerwurst
      • - wiesbaden
      • - wife
      • - wifehood
      • - wifeless
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      dormancy durrell econometrics edacious el dorado emerging establish a cause keyword abbreviation expandability freed flattering greed thorough hamilton شبیه‌ساز شفیع شله‌زرد شماها شن شهریه شور و اشتیاق شیشلیک صورتجلسه فرض گله‌ی گاو گواب گوشت بلدرچین گوشت بوقلمون وحشی گوشت خرگوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.