شکل جمع:
wivesزن، همسر، خانم، زوجه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی مقدماتی
He introduced his wife to all of his colleagues.
او همسرش را به همهی همکارانش معرفی کرد.
Masood's wife is German.
همسر مسعود آلمانی است.
my brother's wife
خانم برادرم
قدیمی زن، خانم
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The wife waited at the door.
زن کنار در منتظر بود.
The wife held her child's hand.
آن خانم دست فرزندش را گرفت.
زن (زنی که در مقام و موقعیت مشخصی مشغولبهکار است) (بهصورت ترکیبی میآید)
midwife
ماما (زنی که که حرفهاش کمک به زنان در دوران بارداری، زایمان و پساز آن است)
fishwife
زن ماهیفروش
زن و شوهر، زوج
زن جدا شده (زنی که دیگر با شوهرش زندگی نمی کند)
زن سابق
همسر مرحوم
زن گرفتن، ازدواج کردن، به زنی گرفتن
be tied to one's wife's apron strings
سخت تحت فرمان زن خود بودن
شکل جمع wife در زبان انگلیسی wives است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «wife» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wife