شکل جمع:
compatriotsجامعهشناسی هممیهن، هموطن
The ambassador promised to protect the rights of his compatriots overseas.
سفیر قول داد که از حقوق هممیهنان خود در خارج از کشور محافظت کند.
He was proud to represent his compatriots in the international competition.
او افتخار میکرد که نمایندهی هموطنانش در مسابقهی بینالمللی باشد.
انگلیسی آمریکایی رفیق، دوست، همکار، یار، همراه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He relied on a few close compatriots to carry out the plan.
برای اجرای نقشه، به چند همکار نزدیکش تکیه کرد.
The two compatriots started their business from a tiny office.
آن دو رفیق، کسبوکارشان را از دفتر کوچکی شروع کردند.
کلمهی «compatriot» در زبان فارسی به «هموطن» ترجمه میشود.
واژهی «compatriot» یک اسم در زبان انگلیسی است که به فردی اشاره دارد که با شخص گوینده یا نویسنده از یک کشور، سرزمین یا ملت مشترک است. این کلمه برای بیان پیوند ملی و احساس تعلق به یک کشور یا جامعهٔ مشخص به کار میرود و اغلب بار مثبت و همبستگی فرهنگی، اجتماعی و تاریخی دارد. یک «compatriot» کسی است که تجربهها، ارزشها و هویت ملی مشابهی با فرد دیگر دارد و در عین حال نوعی پیوند انسانی و اجتماعی نیز برقرار میشود.
در روابط اجتماعی، «compatriot» نقش مهمی در تقویت حس همبستگی و حمایت متقابل میان افراد دارد. وقتی افراد از یک کشور در خارج از مرزها یا در شرایطی که با دیگر ملتها مواجه میشوند، با یکدیگر همدلی و همکاری میکنند، این رفتار اغلب با مفهوم «compatriot» مرتبط است. چنین پیوندی میتواند زمینهٔ مشارکت در امور اجتماعی، کمک به یکدیگر و ایجاد شبکههای حمایتی را فراهم کند.
در روابط اجتماعی، «compatriot» نقش مهمی در تقویت حس همبستگی و حمایت متقابل میان افراد دارد. وقتی افراد از یک کشور در خارج از مرزها یا در شرایطی که با دیگر ملتها مواجه میشوند، با یکدیگر همدلی و همکاری میکنند، این رفتار اغلب با مفهوم «compatriot» مرتبط است. چنین پیوندی میتواند زمینهٔ مشارکت در امور اجتماعی، کمک به یکدیگر و ایجاد شبکههای حمایتی را فراهم کند.
در زمینهٔ مهاجرت و دیاسپورا، مفهوم «compatriot» اهمیت ویژهای پیدا میکند. مهاجران و افراد دور از وطن اغلب با یافتن «compatriot»-های خود حس تعلق، امنیت و حمایت اجتماعی را تجربه میکنند. این ارتباط به آنها کمک میکند تا با محیط جدید سازگار شوند و در عین حال هویت ملی و فرهنگی خود را حفظ کنند.
«compatriot» واژهای است که حس تعلق، همبستگی و پیوند انسانی میان افراد یک ملت را نشان میدهد. این اصطلاح فراتر از ارتباط سادهٔ جغرافیایی است و ارزشهای مشترک فرهنگی، اجتماعی و تاریخی را در بر میگیرد. «Compatriot» بودن به انسانها یادآوری میکند که فارغ از اختلافات فردی، یک پیوند جمعی و مشترک وجود دارد که میتواند پایهای برای همکاری، حمایت و همدلی باشد.
شکل جمع compatriot در زبان انگلیسی compatriots است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «compatriot» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/compatriot