آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ مهر ۱۴۰۴

      Debut

      deɪˈbjuː / / dɪ- ˈdeɪbjuː / / ˈdeb-

      گذشته‌ی ساده:

      debuted

      شکل سوم:

      debuted

      سوم‌شخص مفرد:

      debuts

      وجه وصفی حال:

      debuting

      شکل جمع:

      debuts

      معنی debut | جمله با debut

      noun countable C1

      اولین حضور، نخستین اجرا، اولین نمایش، شروع حرفه‌ای (به‌صورت عمومی و رسمی)

      That actress made her debut at the age of five.

      آن هنرپیشه برای اولین بار در پنج سالگی در صحنه ظاهر شد.

      The band had their debut performance at a local festival.

      این گروه موسیقی اولین اجرای خود را در جشنواره‌ی محلی برگزار کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      her debut (= first) album

      نخستین آلبوم او

      the writer's debut novel

      نخستین رمان این نویسنده

      in honor of their daughter's debut

      به افتخار ورود رسمی دخترشان به جامعه

      verb - intransitive verb - transitive

      برای اولین بار اجرا کردن، برای بار اول به نمایش درآمدن، برای نخستین بار معرفی کردن یا عرضه شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I’ll be debuting this song next Saturday night.

      من این آهنگ را شنبه شب آینده برای اولین بار اجرا خواهم کرد.

      The singer debuted on stage when she was only sixteen.

      این خواننده در شانزده‌سالگی برای نخستین بار روی صحنه ظاهر شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      debut a new product

      برای نخستین بار ارائه کردن محصولی جدید

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد debut

      1. noun first public appearance
        Synonyms:
        appearance introduction entrance beginning presentation admission launching opener inauguration bow coming out initiation incoming graduation graduating entree first step coming out party
        Antonyms:
        closing finale

      سوال‌های رایج debut

      گذشته‌ی ساده debut چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده debut در زبان انگلیسی debuted است.

      شکل سوم debut چی میشه؟

      شکل سوم debut در زبان انگلیسی debuted است.

      شکل جمع debut چی میشه؟

      شکل جمع debut در زبان انگلیسی debuts است.

      وجه وصفی حال debut چی میشه؟

      وجه وصفی حال debut در زبان انگلیسی debuting است.

      سوم‌شخص مفرد debut چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد debut در زبان انگلیسی debuts است.

      ارجاع به لغت debut

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «debut» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/debut

      لغات نزدیک debut

      • - debunk
      • - debussy
      • - debut
      • - debut album
      • - debutant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.