آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Closing

      ˈkloʊzzɪŋ ˈkləʊzɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      closed

      شکل سوم:

      closed

      سوم‌شخص مفرد:

      closes

      شکل جمع:

      closings

      معنی closing | جمله با closing

      adjective

      (سخنرانی یا رویداد یا فعالیت) پایانی، نهایی، اختتامیه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      the closing ceremony of the Olympic Games

      مراسم اختتامیه‌ی بازی‌های المپیک

      In his closing remarks, the chairman thanked everyone who had helped.

      رئیس در بخش پایانی سخنان خود از همه‌ی کسانی که کمک کردند، تشکر کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد closing

      1. verb to arrive at an agreement
        Synonyms:
        settling consummating clinching
      1. adjective coming after all others
        Synonyms:
        last final concluding terminal
      1. verb become closed
        Synonyms:
        shutting locking on fastening securing slamming bolting folding clapping clenching barring
        Antonyms:
        opening
      1. noun a concluding or terminating
        Synonyms:
        end conclusion termination finish completion close ending stop cessation closure period culmination cease windup wind-up terminus consummation wrap-up stopping point end of the line mop-up
      1. verb come to a close
        Synonyms:
        meeting connecting tying binding uniting fusing coalescing concluding enclosing chaining
        Antonyms:
        separating disconnecting untying
      1. verb cease to operate or cause to cease operating
        Synonyms:
        stopping ending shutting terminating ceasing concluding finishing completing discontinuing blocking securing locking on confining connecting filling capping occluding damming clogging barricading buttoning slamming folding stuffing corking clenching linking encompassing environing adjourning snugging grappling clinching barring quitting
        Antonyms:
        opening releasing uncorking unsealing
      1. verb finish or terminate (meetings, speeches, etc.)
        Synonyms:
        finishing concluding terminating
        Antonyms:
        beginning starting continuing opening disjoining disuniting
      1. noun termination of operations
        Synonyms:
        shutdown closure closedown
      1. noun the act of closing something
        Synonyms:
        shutting
        Antonyms:
        opening
      1. adjective final or ending
        Antonyms:
        opening

      لغات هم‌خانواده closing

      noun
      close, closure, closing
      adjective
      closed, closing
      verb - transitive
      close

      سوال‌های رایج closing

      گذشته‌ی ساده closing چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده closing در زبان انگلیسی closed است.

      شکل سوم closing چی میشه؟

      شکل سوم closing در زبان انگلیسی closed است.

      شکل جمع closing چی میشه؟

      شکل جمع closing در زبان انگلیسی closings است.

      سوم‌شخص مفرد closing چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد closing در زبان انگلیسی closes است.

      ارجاع به لغت closing

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «closing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/closing

      لغات نزدیک closing

      • - closet
      • - closet drama
      • - closing
      • - closing chapters
      • - closing scenes
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.